✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
سر تا پای خودم را كه خلاصه میكنم، میشوم قد یك كف دست خاك كه ممكن بود یك تكه آجر باشد توی دیوار یك خانه، یا یك قلوه سنگ روی شانه یك كوه، یا مشتی سنگریزه، ته ته اقیانوس؛ یا حتی خاك یك گلدان باشد؛ خاك همین گلدان پشت پنجره.
✔کتــ☾ــے ...
خیلی دلتنگم...یه چیزی کمه...دلشوره های عذاب آور...نگاههای پراحساس...این فکرهای ناراحت کننده...یه حس توصیف نشدنی هم خوبه هم بد
✔کتــ☾ــے ...
دارم خفه مي شوم انگار تا به حال از دريچه ي چمدانت نفس مي كشيدم كه حالا محكم بسته اي...
✔کتــ☾ــے ...
دوست دارم در مورد همه چیز فکر کنم درباره ی کلبه ی متروک وسط باغ درباره ی رودی که تبدیل شده به یک جاده درباره ی چوپانی که برّه اش رادر کوهها گم کرده است. درباره ی حسرت پیز زن بیمار برای رفتن به امام زاده ی بالای تپّه درباره ی کارگی که دوست دارد یک روز مرخصی با حقوق بگیرد. و درباره ی خودم که چقدر بی فکرم. ...
✔کتــ☾ــے ...
اعصاب میخواد ها....اونم ازنوع عالیش....تحمل تو.......................................عجب این حرفهای اخر تلخن و حقیقی....عجب
✔کتــ☾ــے ...
یه وقتهایی دوس دارم فقط بنویسم...امان ازاین نوشته هایی که تو هیچوقت نمیبینی امان از بغض های من که نمیزارم ببینی...مردی شدم برای خودم....
✔کتــ☾ــے ...
شدم عین این فیلم ها...دست خودم نیست اشکام میریزه....بغضمو قورت میدم....اما دارم خفه میشم...