✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
چشمهايت سيراب سراب و نگاهم، تاول زده از تابش تشنگي برويم دعاي باران بخوانيم . تو با دل من من با دل تو باور كن با لبخند چترهايمان بر مي گرديم
✔کتــ☾ــے ...
شبا صبح بشه ...صبا شب....میشه زندگی من....
✔کتــ☾ــے ...
مانده ام با غم هجران نگارم چـه کنـم .... عمر بگذشت و ندیدم رخ یارم چه کنم
چشم آلوده کجـا دیــدن دلـدار کجـا .... چشم دیـدار رخ یار ندارم چــه کنم
با نگاهی بگشـا عقده دیریــن مرا .... کز فراغت گره افتاده به کارم چه کنم
جلوه ای کن که دمی روی نکویت نگرم .... گرچه لایق نبود دیده تارم چه کنم
اشک می ریزم و با غصــه دل همراهـم ... که ز هجران تومن اشک نریزم چه کنم
طوق بر گردن من رشتـه عشــق تو بود .... تا کشاند به سـر چوبه دارم چه کنم
✔کتــ☾ــے ...
خاك جان یافته است تو چرا سنگ شدی؟ تو چرا اینهمه دلتنگ شدی؟ باز كن پنجره را و بهاران را باور كن
✔کتــ☾ــے ...
نپیچون ما رو دیگه ما که ختم روزگاریم نسوزون ما رو دیگه ما با تو کاری نداریم چشاتو خمار نکن می دونم بازم فریبه باز منو دور می زنی وای دلم چقد غریبه اسممو صدا نکن که صدات یه عذابه هی به من نگا نکن موج این دریا سرابه لباتو غنچه نکن دیگه مست تو نمی شم موهاتو شونه نکن صید دست تو نمی شم نمک خوردی نمکدونو شکستی چشاتو روی دنیای عشق بستی حرومت شه دل دیوونه ی من تو که عاشق کشو مرده پرستی!
✔کتــ☾ــے ...
خودم دیدم بابا خودم دیدم سر روی شونش می زاری چرا نمی گی راستشو؟
✔کتــ☾ــے ...
حرومت اون همه صداقت من حرومت اون همه محبت من به هر چی که می خواستی تو رسیدی ولیکن از سر رفاقت من حرومت اون همه نون و نمک ها که تو سفره ی ما خورده بودی به خود اومد دلم یه لحظه دیدم تموم زندگیمو برده بودی...!
✔کتــ☾ــے ...
گفتم نرفته کم می یاری برگرد بیا پیش خودم گفتی یه روز می یام می بینی بی نیاز از عشقت شدم با هزار امید و آرزو رفتی ولی پشیمون شدی بعد فوقش یه ماه می خونمو نمی خوامم بدونم چرا برگشتی ولی وقتی شده بودی بی پناه دیگه به درد من نمی خوره حرفای یه من صدتا یه غاز نمی خوام برو تو عشقت بی خوده از اولشم تو بودی غریب نواز دیگه نبینم بگی سر بارت شدم برو بشین و با تنهاییات بساز اگه پنج انگشتمم عسل کنم می ری و آخرش ولم می کنی باز نتــــــــــــــــــــــــــــــرس نترس تو اینجا تنها نیستی همه اینجا مثه تو مثل بادن همه صدی به دیویست قول می بندن روزا و انگار هیچ قولی ندادن سر بارم شدی و گفتی ولی دیگه نذار که طاقتم تموم شه یهو دیدی به کلم زد ولت کردم رفیق لحظه هات زخم زبون شه دیگه به درد من نمی خوره حرفای یه من صدتا یه غاز نمی خوام برو تو عشقت بی خوده از اولشم تو بودی غریب نواز دیگه نبینم بگی سر بارت شدم برو بشین و با تنهاییات بساز اگه پنج انگشتمم عسل کنم می ری و آخرش ولم می کنی باز...!