دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

چقدر دلم برايت تنگ شده آنقدر که فقط نام زيباي تو در آن جاي مي گيرد عزيز من ، قلب من اي کاش مي شد اشک هاي طوفاني ام را قطره قطره جمع کرد تا تو در درياي غم آلود آن غروب چشمانم را نظاره کني اي کاش مي شد فقط يک بار فرياد بزنم دوستت دارم و تو صدايم را مي شنيدي نمي دانم چطور ، کجا و چگونه بايد به تو برسم؟ اي کاش به جاي عکس زيبايت وجود نازنينت پيش رويم بود و حرف هاي نا گفته ام را مي شنيدی به راستي که تو اولين عشق راستينم هستي شايد در گذشته هرگز اينچنين عاشق نشده بودم اما؛ حال خوب مي دانم که فقط با شنيدن نام زيبايت چشمانم بي اختيار مي بارد اي اميد آخرينم بدان که هر روز ، هر ساعت و هر لحظه به در گاه آفريدگار تو دعا مي کنم تا فقط يک بار بتوانم چشمانم را زنداني نگاهت کنم

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

ببخش مرا كه براي نگاهت كافي نبوده ام ببخش اگر دستانم ، براي نگاه داشتنت كوچك بود ببخش مرا اگر در قلبم جا شدي و ديگر براي هيچ جا نبود اكنون كه مرده ام مرا ببخش اكنون كه عاشقم مرا ببخش ببخش مرا به خاطر تمام لبخند هايت كه عاشقم كرد و به خاطر تمام اشكهايم كه گرفتارت كرد ببخش اگر آنقدر با تو هم درد شدم تا درد هايت زياد شد اكنون كه ديگر نيستم مرا ببخش! اكنون كه از ياد برد ه اي با تو زيسته ام مرا ببخش مرا ببخش اگر نامت را زياد مي خواندم و يا اگر زياد در پيش تو مي ماندم آنقدر كه حوصله ات را سر ميبردم .. اكنون كه نمي خندم مرا ببخش ... اكنون كه ديگر هيچگاه اشكي ندارم مرا ببخش!! ببخش اگر نترسيدم خدا هم فراموش كند مراقبت باشد و نگفتم : خدا نگهدارت! مرا به خاطر تمام نا گفته هايم ببخش اگر نگفتم تا قيامت به اميد ديدارت .. اكنون كه من به قيامت دل بسته ام ديگر مرا ببخش !!!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

خدایا از عشق امروزمان چیزی برای فردا کنار بگذار. نگاهی ، یادی ، تصویری ، خاطره ای برای هنگامی که فراموش خواهیم کرد روزی چقدر عاشق بودیم

این ارسال را بازنشر کرده است.
.بـروبکـCloobــس.
.بـروبکـCloobــس.

سال هاست که تو رفته ای از این دیار... و من مجنون وار سر به بیابان گذاشته ام اما پیدایت نکرده ام حالا ده سال از آن تاریخ گذشته است برای خودم کسی شده ام!! اگر به کسی نگویی دیری است که رئیس اداره مجنونانم...! و امروز دستور دادم چشم هایت را روی دیوار نقاشی کنند تا دیگر به فکر فرار نیفتی!!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

از چهره ی افروخته شمعی داری / پیداست بنای قلع و قمعی داری با هر کس و ناکسی نشستی جز من / زیبایی منحصر به جمعی داری . . .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

در گفتن و شنیدن جملۀ “دوستت دارم” چه هست ؟ که کسی که میگویـد عاشق تر میشود و کسی که میشنود بی تفاوت تر

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

چیزی شبیه به “معجزه” است. وقتی هر شب به خیر می گذرد بی آنکه کسی به تو بگوید “شب به خیر”

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

چقدر تلخ شده ای ، این روزها قندهایت را در دل چه کسی آب میکنی ؟

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

نعمت روی زمین قسمت پر رویان است خون دل میخورد آنکس که حیایی دارد . . . .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

هیچ کار خیری رو به خاطر ریا انجام نده ، و به خاطر حیا وا مگذار . . .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

بعد از گذشت ِاین همه سال عاشقم هنوز هر چند اگر نمانده مجال عاشقم هنوز در آرزوی بوسه ای از آن لبم، ببین! با این همه امید محال عاشقم هنوز

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

ساک ات را بستی اما، دلواپسی هایت پیراهنی را تا نکرد! موهایت را آشفتگی شالی کلاه نشد! در گیر و دار بغض، چشم های تو دست هایم را تکان میداد تا بپاشَدمَ پشت سرت روی جاده ای که را ه خود را می رفت. خیالت تخت خورشید که بخوابد خیابان ها در من بیدار می شوند من با تو تو با من فاصله که مارا نمی شنا سد.

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دنبالم نيا.....

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

مثل اسم خودم اینو می دونم می دونم که یک نفر یه روز میاد می دونم که وقتی از راه برسه هر چی که خوبه واسه منم می خواد درا رو وا می کنم پنجره ها رو می شکنم مژده ی دیدنشو تو کوچه ها جار می زنم وقتی از راه برسه با بوسه ای قفل این غمستون رو وا می کنه منو به یه شهر دیگه می بره با هوای تازه آشنا می کنه توی این خونه ی دربسته توی این صندوق سربسته همه آرزوام گور می شه میون دیوارای