✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
انقد دیدم ادمایی که تو اسمشونو میزاری ....اره خوب همه جور ادم دیدم....اما ازاول بدنبودن...مثل ماها بهشون بدشدنو یاد دادن
✔کتــ☾ــے ...
چیزای زیادی رو ازدست دادی اما بهترین تجربه دنیاست اعتماد نکن...تنها کسایی که نه دلشون ازت جدانمیشه نه میتونن فراموشت کنن نه میتونن بهت خیانت کنن...فقط خانوادت هستن
✔کتــ☾ــے ...
میشه فراموش کنیم....میشه فقط خاطرات خوب و نگهداشت...اونم برای اینکه دل کارش دل بستن.....
هذيان با آيينه
خیلی دلم گرفت ازت.....محال اونورا بیام ..مهمون نوازی این نبود...
هذيان با آيينه
گفتمش دل می خری؟ پرسید چند؟ گفتمش دل مال تو تنها بخند! خنده کرد و دل زدستانم ربود. تا به خود بازآمدم، او رفته بود! دل زدستش روی خاک افتاده بود! جای پایش روی دل جامانده بود...
هذيان با آيينه
حیف این چشمهام که برای چون توی بی ارزشی اشک ریخت! و چه ساده دلم که هنوزم دوست داره
✔کتــ☾ــے ...
ناگهان پرده بر انداخته ای ، یعنی چه؟ مست از خانه برون تاخته ای ، یعنی چه؟ زلف در دست صبا گوش به فرمان رقیب این چنین با همه در ساخته ای ، یعنی چه؟ شاه خوبانی و معذور گدایان شده ای قدر این مرتبه نشناخته ای ، یعنی چه؟ سخنت رمز دهان گفت کمر سر ز میان وز میان تیغ به ما آخته ای ، یعنی چه؟
✔کتــ☾ــے ...
ینی ازت کلی تعریف کردن من فقط خندیدم....