✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
در آغوش تو ميمرم در آغوش سپيد پر بهار تو در آغوشی که ماتمها از او دورند . در آغوشی که پستانهای کالش ،چشمه نورند . تو با من باش و از آسيب ، ايمن باش تو با من باش تو را من همچو جامی از عطش سرشار می خواهم . تو را در هر نفس ،در هر هوس ، در هر هم آغوشی چو چشم پر نگاه برکه های دور همه شب در کمين بادهای رهگذر بيدار می خواهم . تو چون من باش ، با من باش ، با پرهيز دشمن باش مرا از خويشتن پر کن مرا از آتش فريادهای بی سخن پر کن مرا با طرح اندام سپيدت آشنايی ده مرا از برق چشمان سياهت روشنايی ده
✔کتــ☾ــے ...
یار مرا از جدایی غم نبود در غمش معشوقو عاشق کم نبود بر سر پیمان خود محکم نبود سهم من از عشق جز ماتم نبود با من دیوانه پیمان ساده بست ساده هم آن عهدو پیمان را شکست بی خبر پیمان یاری را گسست این خبر ناگه پشتم را شکست
✔کتــ☾ــے ...
شـما حماسه سرودید و ما به نام شما فقط تــرانه ســرودیم، نـان درآوردیـــــم بـــرای ایــنکــه بگوییــم با شما بودیـم چقـــدر از خـــودمان داستـان درآوردیـم و آبــــــهای جــهان تا از آسیـــاب افتـاد قلم به دست شدیم و زبان درآوردیم ..
✔کتــ☾ــے ...
کاش هفت ساله بودم روی نیمکت چوبی می نشستم مداد سوسماری در دست باصدای تو دیکته می نوشتم تو می گفتی بنویس دلتنگی من آن را اشتباه می نگاشتم اخمی بر چهره می نشاندی و من به جبران دلتنگی را هزار بار می نوشتم!
✔کتــ☾ــے ...
اگه با خاله خرسه دوست شدی ... هشیار باش و لحظه ای غفلت نکن ... این روزها اینجور دوستی ها زیاد شدند ...
✔کتــ☾ــے ...
اگر نیـت یک ساله دارید؛ برنج بکارید اگر نـیت ده ساله دارید؛ درخت بکارید اگر نـیت صد ساله دارید؛ آدم تربیت کنید ...
✔کتــ☾ــے ...
دعا میكنم كه خداازتو بگیرد،هرآنچه كه خداراازتو گرفت..
✔کتــ☾ــے ...
درد دارد که ندانم چراغ اتاقت راکدام لعنتی خاموش میکند.....
✔کتــ☾ــے ...
تودستاتو تکون میدی همینجا اخر راهه.........