✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
تمام سال من بیتو پر از سوز زمستونه صدای خنده رو هیچکس نمیشنوه از این خونه تو رفتی و نگاه من یه دریا درد و غم داره یکی انگار توی سینم گل یأس داره میکاره بیتو قلب جهنم هم مثل خونه واسم سرده با اون حالی که تو رفتی محاله بازی برگرده دارم یخ میزنم بیتو تا فرصت هست آخه برگرد تو این سرمای تنهایی نمیشه حفظ ظاهر کرد جای خالیه تو داره همه دنیامو می گیره بیتو آسونترین کارا واسم سخت و نفس گیره بیتو هم صحبت شبهام همین چهار دونه دیواره بیتو این سقف هم سقف نیست ازش دلتنگی می باره
✔کتــ☾ــے ...
ما مجرمان عشقیم ما را به جرم عاشقی می برند ما را به تنهایی ما را به زنجیر بی کسی می کشند بر ما تازیانه ی سکوت می زنند ما را به درد ما را به غم می خوانند اما افسوس... افسوس که نمی دانند ما عشق را بر جانمان نوشته ایم نه بر جسم مان
✔کتــ☾ــے ...
چشمانت همرنگ چشم های من بود و لبانت طعم لب های مرا داشت انگار مرا نفس کشیده بودی انگار تو را زیسته بودم...