دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

و چه آرام آمدی و چه آرام تر رفتی . و چه عجیب که هنوز صدای آمدنت را به یاد دارم. . . و چه عجیب که هنوز گاه گاهی دلتنگ آمدنت می شوم. و چه عجیب با اینکه می دانم از یادت رفته ام .چون جایی در روزگار جدیدت ندارم. باز منتظرم. باز هم منتظرم. آیا به راستی این مدت کوتاه سزاوار این همه یادآوری هایم می باشد؟ و چه آرام اشکهای گرم گونه های خشک روزهایم را می شوید. و سرازیر به دور دستها............. چه آرام دلتنگی های روزهایی تنهایی ام باز همچون زخمی عجیب سر باز کرده است. و سوزش تنهایی ام باز به من رو کرده است. نمی دانم . . . . . . . . . . مشق روزهایم . جملاتی که باید از حفظ بخوانم را هر روز فراموشی سر می دهم. فراموشی در برابر فراموشی.... چند روزی با این فراموشی آرامم. تو را اصلا به یاد نمی آورم. ولی همان که مشقم را عوض می کنم . می گویم زندگی زندگی زندگی عشق عشق عشق ... دوباره همچون پتکی محکم بر تمام فراموشیها می زنی و می شود همان روزگار اولیه من.....یادم می آید در مدتی کوتاه عاشقت شدم. و عشقم شدی و شدی سوژه افکارم. . . .. . . . . نمی دانم باید به کدامین دردهایم فریاد سر دهم. . .

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔کتــ☾ــے  ...
8nab8vuhr4v788zp3qf9.jpg ✔کتــ☾ــے ...

چه هوای سردیست... اکنون سالهاست که از پیشم رفته ای... دیشب صدایی شنیدم... کتم را پوشیدم... به سمت صدا دویدم اما تو نبودی! از شماتت دیگران ترسیدم!باز گشتم به سمت در اتاق!باز صدایی شنیدم!برگشتم!کسی نبود! حضورت را از تکان درخت صنوبر احساس کردم میگویند صنوبردرخت بهشتی است... یعنی باور کنم که تو رفته ای؟! نه! باور نمی کنم! این تصمیم من است!

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دارم ميميرم از غم دوريت.... تو بي خيالي غرق غروري... حالم عجيبه دل شوره دارم.... كاشكي بدوني چه بي قرارم چه بي قرارم.......... كاشكي بفهمي كاشكي بدوني... كاشكي بيايو پيشم بموني.... چشماتو هر شب تو خواب مي بينم .... چشم انتظارت تا كي بشينم؟ كي تو نگاهم عشقو ميخونــــــــي؟ منو به چشمات كي ميرسونــــــــي؟ كاشكي بفهمي من تو رو ميخوام تويي عـزيــــــــــــزم تموم دنيام... دارم ميميرم از غم دوريت.... تو بيخيالي غرق غروري... حالم عجيبه دل شوره دارم كاشكي بدوني چه بي قرارم چه بي قرارم...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿ عاشقان در این دنیا کاری نمیکنند ... مگر این که میان صخره ها بنشینند... و به پژواک صدای عاشقانه خود گوش دهند.. صدایی که می گوید: ((آیا تو هم به من فکر می کنی؟همان قدر که من به تو فکر می کنم؟؟!))

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@Alireza مرادربيستون برخاک بسپاريد که تاشب ها غم بي هم زباني رابراي کوه کن گويم بگويم عاشقم، بي همدم،ديوانه ام،مستم نميدانم کدامين حال ودردخويشتن گويم ازان گمگشته ي من هم نشاني اوراي قاصد که چون يعقوب نابيناسخن باپيرهن گويم توميايي به بالينم ولي اندم که درخاکم خوشامدگويمت امادراغوش کفن گويم

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@jpmfm وقتی تو خودت گیر می کنی وقتی همه چیز برات میشه یه سوال ! وقتی توی تکرار صحنه ها اسیر میشی وقتی اونقدر خسته میشی که حتی از فکر کردن به فکر کردن هم بیزار میشی وقتی کسی نیست که بفهمه چی میگی وقتی مطمئنی ! اونی که امروز می آد فردا میره .. وقتی مجبوری خودتم گول بزنی وقتی حتی شهامت خیلی چیزها رو نداری !!! وقتی می دونی هیچ کس و هیچ چیز خودش نیست وقتی می دونی همه چی دروغه وقتی می دونی که نباید به هیچ قول و قراری ! اعتماد کنی وقتی می فهمی که نباید می فهمیدی .. وقتی روزگار یادت میده که باید سوخت و ساخت وقتی می خندی به اینکه کارت از گریه گذشته وقتی قراره هیچ چی جای خودش نباشه وقتی منتظر یه اتفاقی و اون اتفاق هیچ وقت نمی افته .. وقتی نباید اونی باشی که هستی وقتی بهت می فهمونن دوست داشتن یه معاملست ! وقتی تو رو بخاطر صداقتت محکوم می کنن وقتی خوشحال میشن که غرورت بشکنه وقتی حرفاتو فقط دیوار می فهمه ! ... درد منو دوانمیکنه

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا بگذار لبخندت تنها خاطره ام باشد از عشقی که از آ غاز نافرجام بود من لحظه های بی تو بودن را در تنهائی خواهم گریست....

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@احسان| ننگ ما*شبکه بارسلونا گاهــــــي دلم براي خودم تنگ ميشود... گاهـــي دلم براي باورهاي گذشته ام تنگ ميشود.... گاهــــــــــي دلم براي پاكيهاي كودكانه ي قلبم ميگيرد.... گاهي دلم از رهگذراني كه در اين مسيـر بي انتها آمدند و رفتند، خسته ميشود.... گاهـــــــي دلم از راهزناني كه ناغافل دلم را ميشكنند میگیرد.... گاهــــــــي آرزو ميكنم اي كاش... دلــــــي نبود تا تنگ شود... تا خسته شود... تا بشكند

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@aynor یادت هست من برای تو شعر میخوندم توبرای من، بارها گفته ام من شاعر نبودم چشمان تو شاعرم کرد من درفراقت اشکها ریختم وپنهانی ترین شعرهایم را برای توسرودم.یادت هست آن روزها همه چیز آبی بود ومن وتو چقدر رنگ آبی را دوست داشتیم. مدتها بود که بغضم را روی کاغذ نریخته بودم .می دانی رنگ چشمان تو باهمه ی رنگهای دنیا فرق دارد که از دورها آمده است. مرا از چشمانت مگیر از چشمه های روشن دستانت مگیر.حتی اگر راهم اشتباه است برنخواهم گشت اگر سراب باشداگر خواب دلم به همین حوالی خوش است حتی اگر دروغ باورت می کنم که از تمامی راستی های دنیا روشن تری ودر پنجره چشمانت جز من هیچ کس نیست باورکن هیچ کس نیست .می خواهی تحقیرم کن اما من دیشب یک جاده کشیدم که آخرش تو بودی .اگر نباشی نوشتن را فراموش می کنم خندیدن را زنده بودن را همه چیز را فراموش می کنم

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@aynor تقویم سالها قبل را رقم میزنم بالای آن نوشته بود: حرفای دلتنگی چند صفحه ای نوشته بودم آخرش نوشته بودم .یکی بود یکی نبود .زنی بود که به جای آبیاری گل های بنفشه . پختن کلوچه به جای دم کردن چایی دائم می نشست توی بالکن خونه وکتاب می خوند.می شنوی برای بیان عشق کدام را باید خواند.شیمی ، فیزیک ؛تاریخ نه... هیچ کس نمی تواند عشق را بنویسد حتی بزگترین نویسنده ها. عشق که شروع شد دیگه مال خودم نبودم شدم مثل یک ابر که میل به بارش داره ؛ مثل گل که تشنه ی عطر افشانیه ؛ مثل بلبل که بی تابه خوندنه مثل رودخونه که فرمانش به رفتنه پس رها شدم رها... که این خوده عشقه.

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@P A R $ A شاید اگر جای تو بودم ؛ کمی، فقط کمی برای مرگ تدریجی نیلوفرهای خاطره اشک می ریختم ، شاید اگر جای تو بودم ؛ طاقت دیدن چشم های خیره و خسته ات را نداشتم، شاید اگر جای تو بودم؛ بلور بغضم را با تلنگری آسان می شکستم تا بدانی، تا بدانی که چقدر دوستت دارم... . روزی صد بار با هم خداحافظی کردیم اما افسوس معنای خداحافظی را زمانی فهمیدم که تو را به خدا سپردم! این بار به دیدنت آمده ام ، برایت گلاب آورده ام ، دستهایم تنها سنگ سردِ خانه ات را احساس می کنند اما بدان یاس های سپید احساسمان هنوز گرم گرم اند

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@P A R $ A دلم گرفته، دلم سخت در سینه گرفته، با تمام وجود تو را می خوانم ؛ از تو چیزی نمی خواهم جز دریای بی ساحل وجودت را، جز دستهای مهربانت را، جز نگاه آرامت را که دیرزمانی است در سیل باد بی وفای زمانه گم کرده ام. هر شب حضورت را در کلبه خیال خویش می آورم، وجودت را با تمام هستی باقیمانده در نهانخانه قلبم نهان می کنم ، چشم هایم را باز نمی کنم تا شاید بتوانم تصویرت را بر روی پلک های بسته ام حک کنم ، اما باز هم جای تو خالی است... .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@P A R $ A یک دنیا حرف برای تو دارم ، یک دنیا پر از حرفهای نگفته، یک دنیا پر از بغض های نشکفته. با منی ، هر جا و اینک آمده ام تا مثل همیشه سنگ صبور روزهای دلتنگی ام باشی! دلم به وسعت یک آسمان تیره غمگین است . صدایی نیست ، مأوایی نیست ، حتی سایبان روزهای دلتنگی نیز دیگر جوابگوی دلتنگی هایم نیست. من آمده ام! اینجا ، کنار دلواپسی های شبانه ات،‌ کنار شعله ور شدن شمع وجودت ،اما نمی دانم چرا دلم آرام نمی گیرد...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@aynor گـاهـ ـی وقـ ـتـ ـا زنـ ـدگـ ـی یـ ـعـ ـنـ ـی : دوسـ ـت داشـ ـتـ ـن تـ ـو ! بـ ـی هـ ـیـ ـچ امـ ـیـ ـدی بـ ـرای داشـ ـتـ ـنـ ـت . . .

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

@Alireza من . . . شیفته ی میزهای کوچک کافه ای هستم... که . . . بهانه نزدیک تر نشستن مان می شود... و من ... روبه روی تو ... می توانم تمام شعر های نگفته دنیا را یک جا بگویم!......