✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
آن شب که شب پره ها عاشقانه تر نور را می جستند و اتاقم سرشار از عطر بوسه و ترانه بود ، دانستم تو پژواک تمام عاشقانه های تاریخی این روزها آب و هوای دلم آنقدر بارانی است که رخت های دلتنگیم را فرصتی برای خشک شدن نیست .
✔کتــ☾ــے ...
هر روز تکراریست ،صبح هم ماجرای ساده ایست گنجشکها بی خودی شلوغ می کنند عمر من قد نمی دهد به سفرت بگو کوتاه بیاید رد پاهایم را پاک می کنم به کسی نگو .....نگو من روزی در این دنیا بودم خدایا می شود استعفا دهم ؟؟ کم آورده ام آن شب که ماه عاشقانه ها را تماشا می کرد ،
✔کتــ☾ــے ...
دستهایم برایت شعر می نویسند اما تو هرگز نخواهی خواند آتش عشق در چشمانم غوطه می زند ولی تو هرگز نخواهی دید نه ، تو هرگز مرا نخواهی فهمید و من با این همه اندوه از کنارت خواهم گذشت و باز تو درک نخواهی کرد
✔کتــ☾ــے ...
کاش یک آن به جایتان بودم در ردیفی که او نشان بدهد تا که دستی میان خوف و خطر به غزل های من نشان بدهد ای که همپای حسّ حسرتتان واعظ نغزگوی قزوینی است این سرایش برای حضرتتان به خدا عین شعر آیینی است
✔کتــ☾ــے ...
قطعه گمشده اي از پر پرواز کم است يازده بار شمرديم و يکي باز کم است اين همه آب که جاريست نه اقيانوس است عرق شرم زمين است که سرباز کم است.
✔کتــ☾ــے ...
گيرم كه هزار مصحف از برداري آن را چه كني كه نقش كافر داري سر را به زمين چون مينهي وقت نماز آن را به زمين بنه كه در سر داري
✔کتــ☾ــے ...
تاخدا بنده نواز است به خلقش چه نياز ميکشم ناز يکي ،تابه همه ناز کنم.
✔کتــ☾ــے ...
دنيا همه هيچ، کار دنيا همه هيچ اي هيچ براي هيچ بر هيچ مپيچ داني که ز آدمي چه ماند به جهان عشق است و محبت است و باقي همه هيچ