✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
گریه نمی کنم نه اینکه سنگم گریه غرورمُ بهم میزنه مرد برای هضم دلتنگی هاش ، گریه نمی کنه قدم میزنه گریه نمی کنم نه اینکه خـــــوبم ، نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم یه اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میونه زندگی افتاده ام یه ماجرای تلخ و ناگزیرم ، یه کهکشونم ولی بی ستاره یه قهوه که هرچی شکر بریزی باز هم همون تلخی ناب و داره اگه یکی باشه منو بفهمه براش غرورم و بهم میزنم گریه که سهله زیر چتر شونه اش تا آخر دنیا قدم میزنم گریه نمی کنم نه اینکه سنگم گریه غرورمُ بهم میزنه مرد برای هضم دلتنگی هاش ، گریه نمی کنه قدم میزنه گریه نمی کنم نه اینکه خـــــوبم ، نه اینکه دردی نیست ، نه اینکه شادم یه اتفاق نصفه نیمه ام که ، یهو میونه زندگی افتاده ام
✔کتــ☾ــے ...
از هیاهوی واژه ها خسته ام من سکوتم را از اوراق سپید آموخته ام. آیا سکوت روشن ترین, واژه ها نیست؟ همیشه در خلوت مرگ را مجسم دیده ام آیا مرگ خونسرد ترین, واژه ها نیست؟ تا چشم گشودم از چشم زندگی افتادم. شبی- شاید امشب- زیر نور یک واژه خواهم نشست و هم زمان پایان آخرین برگ خاطراتم خواهم نوشت: پایان
✔کتــ☾ــے ...
فرصت ما تموم شده باید از این قصه بریم فرقی نداره منو تو کدوم مون مقصریم خاطره ها رو یادمه لحظه به لحظه مو به مو هیچی رو یادِ من نیار ، اونقد خرابم که نگو بد بودم و بدتر شدم ، میرم با پاهای خودم میرم نمیدونم کجا ، آخ کم اوردم به خدا دلگیرم از دست خودم کاش عاشقت نمی شدم هر جوری میخواستم نشد ، از غم ، یه ذره ام کم نشد من موندم و تنهایی هام ، از دنیا هیچی نمیخوام عاقبت منو نگاه ، اشتباه پشت اشتباه هر روز عاشق تر شدیم ، تو عشق خاکستر شدیم ، ساختیم ولی به آرزو مون نرسیدیم فقط گریه فقط عذاب صدتا سوال بی جواب نه من، نه تو از عاشقی خیری ندیدیم دلگیرم از دست خودم کاش عاشقت نمی شدم هر جوری میخواستم نشد ، از غم ، یه ذره ام کم نشد من موندم و تنهایی هام ، از دنیا هیچی نمیخوام عاقبت منو نگاه ، اشتباه پشت اشتباه فرصت ما تموم شده باید از این قصه بریم فرقی نداره منو تو کدوم مون مقصریم خاطره ها رو یادمه لحظه به لحظه مو به مو هیچی رو یادِ من نیار ، اونقد خرابم که نگو
✔کتــ☾ــے ...
.:در ازل پرتو حٌسنت ز تجلی دم زد ... عشق پیدا شدو آتش بهمه عالم زد:.
✔کتــ☾ــے ...
فکر بلبل همه آنست که گل شد یارش
گل در اندیشه که چون عشوه کند در کارش
دلربایی همه آن نیست که عاشق بکند
خواجه آنست که باشد غم خدمتکارش
✔کتــ☾ــے ...
آن سیه چرده که شیرنی عالم بااوست چشم میگون لب خندان دل خرم باوست
✔کتــ☾ــے ...
آدما به ما میخندن *** بعضی وقتها دل می بندند
کاش واسه خنده هاشون *** یه ذره فکر می کردن
نمیگم واسم بمیرین *** یا که دورمو بگیرین
اینقده نداشته هامو جلو چشام نچینین
به خدا طافت ندارم *** خزون شده بهارم
چه کنم دلم یه ذرست *** دیگه دارم کم میارم
بازیهای زمونه *** بد جوری پکرم کرد
یه روز پرنده بودم *** نگاه چه پرپرم کرد
درد دل شکستم فقط همین چند تا نیست
حرف آخر بگم *** درددل ما ها تنهاییست
✔کتــ☾ــے ...
توی ساحل روی شنها قایقی به گل نشسته یکی با چشمون گریون گوشه ایی تنها نشسته نگاه پر اضطرابش به افق به بی نهایت ساکته اما تو قلبش داره یک دنیا شکایت تو چشاش حلقه ی اشکه توی قلبش غم دنیا منتظر به راه یاره تا بیاد امروز و فردا باورش نمیشه عشق و همه دنیاش زیر آبه تنها مونده توی ساحل زندگی براش عذابه تنهایی براش عذابه خاطرات لب دریا دیگه از یادش نمیره همه دنیاش زیر آب و خودشم به غم اسیره دست بی رحم زمونه عشقشو برده به دریا حالا از خودش میپرسه میادش آیا و آیا ؟ عاشقی که تنها باشه توی دنیا نمیمونه دل عاشق رو شکستن شده کار این زمونه خاطرات لب دریا دیگه از یادش نمیره همه دنیاش زیره آب و از غم دوریش میمره هرگز از یادش نمیره از غم دوری میمیره می میره
✔کتــ☾ــے ...
با هر که سخن گفتم در خود گره ای گم بود چون کرم شبان تابان میتابی و میتابم بر هر که نظر کردم گریان و پریشان بود چون ابر سبک باران میباری و میبارم من درد محبت را هرگز به تو نسپردم این عقده دیرین را میدانی و میدانم بر مرثیه ام بنگر نقش رخ خود بینی این قصه غمگین را میخوانی و میخوانم