✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
وقتی خواستم زندگی کنم، راهم را بستند.وقتی خواستم ستایش کنم، گفتند خرافات است.وقتی خواستم عاشق شوم گفتند دروغ است.وقتی خواستم گریستن، گفتند دروغ است.وقتی خواستم خندیدن، گفتند دیوانه است.دنیا را نگه دارید، میخواهم پیاده شوم
✔کتــ☾ــے ...
اگر قادر نیستی خود را بالا ببری همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشهای را بالا ببری دکتر علی شریعتی
✔کتــ☾ــے ...
پر از دشنام گردد در همان باغ اسیر دام گردد در همان باغ برای التیام درد شاخه تبر اعدام گردد در همان باغ!
✔کتــ☾ــے ...
یار مرا از جدایی غم نبود
در غمش معشوقو عاشق کم نبود
بر سر پیمان خود محکم نبود
سهم من از عشق جز ماتم نبود
با من دیوانه پیمان ساده بست
ساده هم آن عهدو پیمان را شکست
بی خبر پیمان یاری را گسست
این خبر ناگه پشتم را شکست
✔کتــ☾ــے ...
اتل متل جدایی عروسکم کجایی گاو حسن پریشون یه دل داره پر از خون عشقم که رفت هندستون خونه ام شده قبرستون یه عشق دیگه بردار یه دنیا غصه بردار اسمو بذار بچگی تا آخر زندگی آچینو واچین تموم شد عمر منم حروم شد
✔کتــ☾ــے ...
حالا چند روزه که بدون اون چشم من خیره شده به آسمون چند روزه که فقط یکی تو شعرش میسوزه چی کنم که خدا پشیمونش کنه رفت و دیگه نمیاد به شهر ما بهتره بسپارمش دست خدا
✔کتــ☾ــے ...
دیدی بی خدافظی روونه شد
دل من وقتی شنید دیونه شد
دیدی قول هاشو گذاشت تو چمدون
که دیگه نمونه از اونا نشون
دیدی با من اینو در میون نذاشت
دیدی آخرش منو تنها گذاشت
یعنی رفته اونجا که آشیونه کنه
یا می خواسته منو امتحان کنه
دیدی حتی اون نگفت می ره کجا
چقدر بد رسمه روزگار ما
دیدی خواستمش ولی منو نخواست
این هم از بازی دنیای ماست
✔کتــ☾ــے ...
دیدی آخرش منو تنها گذاشت
از زمین قلبمو برنداشتو رفت
دیدی آخرش منو دیونه کرد
واسه رفتن همینو بهونه کرد
دیدی اون وعده ها که رنگی بود
تمومشون فقط واسه قشنگی بود
دیدی اونی که دلمو بهش دادم
رفت و از چشمهای نازش افتادم
دیدی اونی که می گفت مال منی
دم آخر نیمه نگام هم نکرد
دیدی خط زد اسم منو از دفترش
رفت و اسپند تردم دور سرش
دیدی اون نخواست برم به دیدنش
بی خبر گذاشت و رفت سفر
گفت بذار بمونه چشم اون به در
دیدی افتاد اسم من از سر زبون
همشون گفتن به اون نامهربون
دیدی که دعاهات مستجاب نشد
دیدی حداقل نیومد دم پنجره
که بهم خبر بده که می خواد بره
دیدی رفت بدون هیچ سر و صدا
ولی من سپردمش دست خدا