دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

تو چرا این همه دلتنگ شدی؟

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

گاهی نگاهم در تمام روز با عابران ناشناس شهر احساس گنگ آشنایی میکند.............. گاهی دل ِ بی دست و پا و سربه زیرم را آهنگ یک موسیقی غمگین هوایی میکند ............اما غیر از همین حس ها که گفتم و غیر از رفتار معمولی........... و غیر از این حال و هوای ساده و عادی حال و هوای دیگری .......در دل ندارم رفتار من عادی است.....................

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

و برخلاف سالهای پیش رنگ بنفش و ارغوانی را از رنگ آبی دوست تر دارم........... دیشب برای اولین بار دیدم که نام کوچکم دیگر چندان بزرگ و هیبت آور نیست................................ این روزها دیگر تعداد موهای سفیدم را نمیدانم............ گاهی برای یادبود لحظه ای کوچک یک روز کامل جشن میگیرم ........گاهی صدبار در یک روز می میرم ..............حتی یک شاخه از محبوبه های شب یک غنچه مریم هم برای مردنم کا[!]ت...................

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

دیشب دوباره بی تاب در بین درختان تاب خوردم ....از نردبان ابرها تا آسمان رفتم در آسمان گشتم و.... جیب هایم را از ابرهای پاره پر کردم... جای شما خالی!...... یک لقمه از حجم سفید ابرهای ترد یک پاره از مهتاب خوردم دیشب .......پس از سی سال فهمیدم که رنگ چشم هایم کمی است............

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

از جمله دیشب هم دیگرتر از شبهای بیرحمانه دیگر بود........... من کاملا تعطیل بودم........ اول نشستم خوب جوراب هایم را اتو کردم........ تنها-حدود هفت فرسخ- در اتاقم راه رفتم .....با کفش هایم گفتگو کردم... و بعد از آن هم رفتم تمام نامه ها را زیر و رو کردم............... دنبال آن افسانه موهوم دنبال آن مجهول گشتم..... و سطر سطر نامه ها را جستجو کردم ........................چیزی ندیدم تنها یکی از نامه هایم بوی غریب و مبهمی میداد........... انگار از لابه لای کاغذ تا خورده نامه بوی تمام یاسهای آسمانی احساس میشد...

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

حس میکنم از روزهای پیش قدری بیشتر............. این روزها را دوست دارم گاهی -از تو چه پنهان با سنگ ها آواز می خوانم........ و قدر بعضی لحظه ها را خوب میدانم ...............این روزها گاهی از روز و ماه و سال، از تقویم از روزنامه بیخبر هستم ..........حس میکنم....... گاهی کمی کمتر...... گاهی شدیدا بیشتر هستم .............

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

من مثل هر روزم........ با آن نشانی های ساده و با همان امضا،همان نام و با همان رفتار معمولی .........مثل همیشه ساکت و ارام ..........این روزها،تنها حس میکنم......... گاهی کمی گنگم ................گاهی کمی گیجم ............

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

رفتار من عادی ست....... اما نمیدانم چرا این روزها از دوستان و آشنایان هرکس مرا میبیند......... از دور می گوید این روزها انگار حال و هوای دیگری داری!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

خوابي ومن لبخندت راميبوسم........

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

گروه نامه نگاريم..............گروه حرفهاي دلم...........گروه اهدا......................گروههاي من

نامه اي ازجنس احساس وپاسخ ب آن
نامه اي ازجنس احساس وپاسخ ب آن

براي دوست رهگذرم...فرستنده من خواننده تو قاضي خدا.......................من روب روي توام اينه تو....لبخند تو و روحي ك دربدن توست هم از آن من است.......در زمين نامم خداست وغريبم...ب نام صدايم كن...ب وقت دعا ب وقت لبخند ب وقت اشك......من تورا روحي ديدم ك خودم در كالبدي ازخاك دران دميدم............تورو جزئ ازخودم ديدم.....راه برو قدمهايت را محكم بردار ك پناهت ميشوم.........تو فقط مرا صدا بزن ك من هميشه باتو صداميزنم نامت را..........من ب خودم وفادارم ك درتو دميدم.......... امضا بنده اي تنها برسد ب دست عابري ك دنيا ازاو رهگذرساخت.............../35/بااحترام كتي/

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

من تنها ارزوي امشبم....................بهترينها بود برايت...........

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

يك نفر شايد ارزويش توباشي...شايدمن همانم.........

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

تو شايد تنها مرد زمين نباشي اما تنها ارزوي مني.........

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

شايدمن همين يك بانو باشم...................ك اينگونه ديوانه وبي پروا نگاه شد ب لبهايت