✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
هوفففففففففففففففف..................بزاربنویسم امروز با گریه خندیدم..........خاله میگفت انقد دیو.نه درمون کردی خودتم خل شدی...........فقط نگاه کردم.........بزار بنویسم اینجا.............هنرمیخواد با بغض بخندی.
✔کتــ☾ــے ...
نذری نگرفتم امسال................نبودی ونیستی...فقط میبارم..............
✔کتــ☾ــے ...
من کجا بودم..............واونا کجا...همش داشتم فک میکردم..امسال نیستی ازم نذری بخوای و بگی بابا نذری نگرفتی شاید بهتربشم.............
✔کتــ☾ــے ...
نصیحت نمیخوام..........هیچکسی حرف نزنه.........میخوام تنهاباشم...برای همیشه...حرف اخرمم زدم..................
✔کتــ☾ــے ...
داداش بزرگ مونم حرفشوزد..گفت...کجابودم ندیدمت.ابجی
✔کتــ☾ــے ...
چندین ساعت دردودل....خوب بود...تغییر کردم...مث دستام سردترحتی...احساسمم سرد شد..........
✔کتــ☾ــے ...
دلم سوخت ...وقتی خواهرم گفت بمیرم برات....................خندیدم ..نمیدونم ولی سعیموکردم بخندم..بگم خدانکنه.ابجی
✔کتــ☾ــے ...
اقا ..تنهایی صفایی داشت...ولی چایی یهویی مامانم چسبید............زیربارون وسرما نشستن....اقا چسبید................دیدی تنهام.............دیدی دلتنگم مگه نه
✔کتــ☾ــے ...
اقا امروز هیئت من سنگ قبر بود.....................فرداهم...........اگه بشه....میرم....دلم خیلی تنگ شده بود............
✔کتــ☾ــے ...
اقا بارون بودو سرد...............کسی نبود بغلم کنه.................هنوزم دلم گریه میخواد...هنوزم دلم میخواد دادبزنم...
✔کتــ☾ــے ...
دیدی اقا سرمو گذاشتم رو سنگ وزار زدم...............اقا دیدی تنها..........
✔کتــ☾ــے ...
سلام.........اقای خوبی..............دیدی امروز کسی نبود سرمو روشونه هاش بزارم..................