@aynor چند سال پیش … وقتی که ترکم می کردی ؛ گفتی که از یاد ببرم ؛ هر آن چه بین مان بود ……… و من نیز اسمت را بر در و دیوار نوشتم تا خاطرم باشد که باید … فراموشت کنم !
اگه مهتاب بشی به من بتابی منم رخت سیامو در میارم اگه بارون بشی نم نم بباری منم یادم میره که شوره زارم اگه افتاب بشی تو باغ ابرا منم تو اتیشت پروانه میشم اگه عاشق بشی حتی دروغی میمونم با غمت هم خونه میشم میمونم تا نگی فکر سفر بود نگی مثل پرستو در به در بود میشم کفتر میسوزم تا بدونی که پاسوز غمت اتیش به پر بود که پاسوز غمت اتیش به پر بود..... میشینم کنج قصه شعر میسازم واسه ی ناز گل زیر بارون میخوابم خواب چلگیسو ببینم به جای این همه خواب پریشون میپوشم رخت بودن تا ته خط به عشق با تو بودن پا میگیرم به جونم میخرم تنهاییاتو برای گریه هات اسون میمیرم برای گریه هات اسون میمیرم.. میمونم تا نگی فکر سفر بود نگی مثل پرستو در به در بود میشم کفتر میسوزم تا بدونی که پاسوز غمت اتیش به پر بود که پاسوز غمت اتیش به پر بود #کتی
بگذار سر بر شانه ات بگذارم ميخواهم دنيا بداند كه همه چيز زير سر من است... "
" درخت دلتنگ تبر شد وقتي پرنده ها سيم هاي برق را به شاخه هايش ترجيح دادند...!!! "
" راه كه مي رومــــــــ مدامــــــــ بر مي گردمـــــــــ پشت سرم را نگاه مي كنمــــــــــ.... ديوانه نيستمــــــــ... خنجـــــــر از پشتــــــ خورده امـــــ... "
" اين روزها زيادي ساکت شده ام ، نمي دانم چرا حرفهايم، به جاي گلوازچشمهايم بيرون...........مي آيند............! "
نشانی تو فقط بغض همه ی سنگ ها و یک دلِ سیر گریه کردن ابرهاست٬ و سرخی نشکفته یک خاک٬ پریدن اولین سهره ی بیدار٬ و دستخطی ساده٬ پریده رنگ از نامه ای که هیچگاه به مقصد نرسید. ... نشانی تو... راستی نشانی تو کجاست؟!