نیمه شبها
گوش میدهم
صدای نفسهایت را
وقتی که دیوارها
شانه به شانه ی تنهایی ام داده اند
و پنجره ها
دست به دست
هوای تو را به اتاقم می رسانند
دلتنگی های من
چونان پرنده ای
هوای آب و دانه و بوسه ی تو دارد
پَر میکشد به هوایت...
روی شانه های مهربان تو
پرنده ایی غمگین آشیانه میکند
پرنده ایی که با چشمهای باز تو
می خواند
و با چشمهای بسته ی تو
می میرد...
وجود زیبایت وارد به دنیا میشود / هدیه سالروزش این آوا میشود، عاشقی چون من بی پروا میشود / در شعر تولد غرق رویا میشود، اینگونه سالی دگر از عمر تو آغاز میشود تولدت مبارک آنا جان @آناهیتا
اینها زیاد مینویسند برایم....غرور من نگاه بی ادعای توست که تموم نفسهایم را مدیونشم.....نگاه تو چروک صورتت...دستان تو استجابت دعای زیر باران من است....سجاده که پهن میکنی من ایمان میشوم.... #مادرم