@تــــرانه تنهایی... دیوار... قهوه های سر رفته از حوصله ام اتاقی که چهارتاق/ باز، روی من خوابیده چشم هایی که از ساعت/ کار افتاده ترند و شانه های تو... که زیر بار باران نمی رود باید گریه ام را روی بی کسی هایم تنظیم کنم و این یعنی ... تن ... ها ...
@✔کتــ☾ــے ... به حرمت نان و نمکی که با هم خوردیم ، نان را تو ببر که راهت بلند است و طاقتت کوتاه ، نمک را بگذار برای من که می خواهم این زخم همیشه تازه بماند !