چِنان میشکنم که نمیتوان ذره هایم را از هم تشخیص داد ...!
پ.ن : یروزی تو زندگیت میشکنی له میشی خورد میشی , بعد یهو یکی میاد دستتو میگیره مث یکی از اعضای خونوادت مث خواهرت مث برادرت , با دستاش بلند میشی دوباره سرپا میگیری دنیارو زیباتر میبینی , میبردت بالا و بالاتر میبره اوج , داری اون بالا لذت میبری میخندی , یهو دستتو ول میکنه باورت نمیشه داری سقوط میکنی اونم ازون فاصله , مطمعنی اگه پات به زمین برسه هیچی ازت نمیمونه !!!
من خوردم زمین ازون فاصله , شکستم , محکم تر از تموم شکستای زندگیم , تحملش ممکن نیست زخمش رو جیگرمه , مث کسی شدم که دنیاش تو دستش خراب شده دیگه حوصله ی درست کردنشو نداره , دنیاشو میزاره زمین و میره یه گوشه میشینه و فقط نگاش میکنه ... !خسته ی خسته , بریده تر از همیشه !!!
از هرچی رابطه ی خواهر و برادر مجازی متنفرررررررررررررررررررررررررررررررررررررررم (((((((((((((((((((((((
حیف که این #گروه وقتی افتتاح شد من دیگه مخاطب #قبلیمو فراموش کرده بودم شما #دعا کنید با مخاطب #جدیدم-کات کنم ایشالا عقده های اون یکی رو هم سر #این تلافی #میکنم . . . . !