هر چند #وقت یه بار ... #بد نیست ... یه نگاه به #پازل-وجودمون بندازیم ... شاید جای یه #قطعه ... کمی جا به جا شده ... خودمون رو #کامل کنیم ... نذاریم از این #پازل چیزی #کم بشه ... باید #سال به سال ... #روز به روز ... #قابهای قشنگ به دورش #اضافه بشه ... نه اینکه ... بشینیم #حسرت#گذشته ای که #بودیم رو بخوریم ... " اُرکــــــــــیده "
یه تیکه از پازل وجودم جا به جا شده بود
امروز فهمیدیم
شاید خیلی وقته میدونستم و نای درست کردنشو نداشتم
اما امشب همین لحظه میخوام بذارمش سر جای خودش
دارم از حسرت گذشته ام
میسوزم
یادت در دلم همیشه پیداست . .کا[!]ت که از حوالی خیالم بگذری . . گاهیی کمی نزدیک تر شو . .حتی نزدیک تر از #رگ-گردنی که گفته بودی . .من وجودت را با هیچ چیز عوض نمیکنم که تو خود همه چیز را برایم به ارمغان می آوری . . یادم نمی رود روز های بودنت را #گریه های شبانه ام را و چقدر خوب آرامم میکنی تنها با نگاهی که در گوشه #قرآنت نقش بسته . . . لمس ِ صدایت عجیب آرامش می دهد . . بسم الله های قرآنت را با تمام وجود می خوانم