#کتی جان ..... وقتی من خونه تنها بودم و خواهرم زنگ زد گفت #محمد#علی مرده ... انگار دنیا روی سرم خراب شد ... تا چند دقیقه ساکت بودم و گیج ... بعدش اومدن دنبالم و بردنم خونه داداشم ... وقتی رفتم بالای سرش بیهوش شدم و بردنم بیمارستان .... تا مدتها با کسی حرف نمیزدم و جواب تلفنها و اس هام را نمیدادم ... واقعا خیلی سخته ....
یک بار میخواستم رگم را بزنم که فهمیدن و نزاشتند ....
الان 4 سال هست سر خاک داداشم نرفتم .. چون هنوز باور ندارم اون رفته