دنبالر در حالت آرشیو است. امکان ورود یا ارسال وجود ندارد. برای دریافت پشتیبان به backup.donbaler.net مراجعه کنید. تماس: [email protected]

✔کتــ☾ــے ...

آره که خیابونا و بارونا و میدونا و آسمونا ارث بابامه واسه همینه که از بوق سگ تا دین روز این کله پوک... درباره »
✔کتــ☾ــے ...
زن - متاهل
امتیاز: 36177

دنبال‌شدگان

(1372 کاربر)

دنبال‌کنندگان

(2002 کاربر)

گروه‌ها

(36 گروه)

بازدید

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!

✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

آســـوده بخــوابـــ این زمان جا زده است در زیر بار تمام گلایه ها...

این ارسال را بازنشر کرده است.
آریــَــن
آریــَــن

میشنوی .. ؟! خــُدا .. ؟! گوشتـو نمیخواد بیاری جلو دیگه میخوام داد بزنمــ .. !

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
سید حمید  جزایری
سید حمید جزایری

گفتم: آرام دلم نیست ز عشق تو.... چه درمان؟.... گفت: درمان تو آنست که.....: آرام نجویی ...

این ارسال را بازنشر کرده است.
javad.(مـــحـــمــد). as
mrvccm.jpg javad.(مـــحـــمــد). as

باید مرد باشی تا بفهمی؛ #«احساس» یک زن؛ #«فروشی» نیست، #«هدیه» است ...!

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

دفترت را به من قرض که نه لحظه ای امانت میدهی؟...بوی ورقهای سفیدش را تجربه نکرده ام...دلم یک تخته سیاه و کلی گچ رنگی میخواهد...میخواهم از روی دفتر سفیدت،بهانه خواستنت را تمرین کنم...شاید آرزویی به گور نبرد...رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

تماشایشان میکنم...هرکدام دست آخر جایی را برای ناگفته هایشان دارند...وامانده در افسوس و اشکهایشان...من و تو اما ...رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

ميگم يه روزي ميرسه همه ناراحتيامو ميخرمو مجاني ميفروشمشون...هنوز فقيرم و راه درازي مونده...شايد فردا پيدا شدو همشو خريد...رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

وقتي بادبادكمو هوا ميكردم يه حسي داشتم...انگار تشويش اينكه دارم از دستش ميدم...نه يك بار نه صد بار... دريغ كه وقتي بند دلمو پرواز دادم...رفت و هيچوقت برنگشت...چون نترسيدم...تمام شد... ... رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

غروبهايم طعم خاصي ندارد...همرنگ ساعتهاي خورشيد...چه فرقي ميكند ، يه اتاقو لوازم هميشگي...اما نه...گاهي سوزشي تا گلو سكوتش را به هم ميزند...كمي خم شدن تا زانو...ودوباره خاموشيه تيك تاك ... رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده است.
حی علی الـ عزا ./
080717_9443_moongamesballoon.jpg حی علی الـ عزا ./
در مخاطب

"تــو" مـاه ِ "مـ ـن" ی ؛ اونـی کــ ه تــوویِ آسـمــونِ مـاهِ بـقــیس | "تــو" آسـمونمُ بــردی : ]

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.
elysiume
elysiume

من به دستایِ خیره شدم کرد...!!!

این ارسال را بازنشر کرده است.
✔کتــ☾ــے  ...
✔کتــ☾ــے ...

حسین تهی

این ارسال را بازنشر کرده است.
امیر  (رهگذر)
امیر (رهگذر)

بیا نا آشنا...تا همدیگر را برای چند لحظه مهمان کنیم...فقط حواسمان باشد...چایمان که تمام شد...همان غریبه بمانیم...رهگذر

این ارسال را بازنشر کرده‌اند.