شرمنده . . . نمی دونم این چای خوردن جلوی اون قاب خالیه یادهای #تو چنددرصد الکل و افیون داره که هی منو #تو-فکر چیزی می اندازه که این روزها توی دکان هیچ کتابدار فرهنگی لغتی گیر نمی آید
نگران ک میشوی لبخند میزنم...........نگاهم ک میکنی لبخند میزنم.............نه اینکه از نگرانی نگاهت شادباشم نه.....اینکه تو نگرانمی بهترین حس دنیاست.............
حس بودنت در دوردست ها به من شوق زندگی می بخشد ، اما دوریت اینجا ، همین جا آزارم می دهد ، تو کجای زندگی من هستی که با تلنگری آرام و با چشمکی آشوبم می کنی ؟