دوتا رفیق بودن که همیشه با هم عرق میخوردن، بعد از چند وقت یکی از اینا میمیره، اون یکی رفیق تنها میره کافه و به ساقی میگه ۲تا بریز، ساقی میگه چرا ۲ تا؟ میگه یکی برا خودم یکی هم بیاد رفیقم،♥ این قضیه چند سال ادامه داشته تا یه روز میاد و میگه یه پیک بریز، ساقی بهش میگه چیه رفیقتو فراموش کردی؟ میگه : نه،خودم توبه کردم این یه پیکو به یاد رفیقم میزنم .. سلامتی همه رفیقای با مرام ♥
دیوانه نمی گوید دوستت دارم ...........................دیوانه می رود تمام دوست داشتن را به هر جان کندنی جمع می کند ...................از هر دری می زند ...............زیر بغل می ریزد ..............پای کسی که قرار نیست بفهمد دوستش دارد...................... @نیلـツــو