خدا رحمتش کنه
نگران اون نسل نباش اونا پدر بزرگ ومادربزرگامون خیلی متفاوت بودن اروم ساده و خدایی
دلم برای پدربزرگم تنگ شدش هوم همیشه با ما مهربونتر از همه بود
مغازه ی کوچولویی داشت ازون خواربار فروشی های قدیمی و خیلی کوچیک وقتی میرفتم جاش شکلاتی بود که میخوردم پفک هوم خدا رحمتش کنه هم پدربزرگ منو هم مادر بزرگ تو رو