همیشه وقتی میخواستَم باهاش حَرف بِزَنَم ، بهش اس ام اس بِدَم یا عکسشو نگا کُنَم مینشِستَم رو تَختَم و رو تختیِ مشکیِ ماه و ستاره دارَم و که خیلی دوسِش داشتَم و رو تختیمُ بغل میکَردَم ! سَرَم و میذاشتَم رو همون بالشتی که روش یه ماهِ خشگلِ خندون داشت ... ولی وقتی #تو رَفتی رو تَختیمو عَوَض کَردَم ! باوَرِت میشه همون رو تختی که اون قَدر دوسَِ داشتَم برام ترسناک شده بود ؟ انگار ماه و ستاره های روش بهم میخندیدَن! مسخَرَم میکَردَن ! نبودِ تو رو به رُخَم میکِشیدَن ! باوَرِت میشه نبودِ تو اینقَدر تَرسناک بود که هرچی رو که به تو مربوط میشُد داغون کَرد ؟! حتی یه رو تختی ساده رو
@جوجـ ه فِنچِ متفکر✿◕ ‿◕✿ میدونی خانم دکتر..چی منو اذیت میکنه...........اینکه من بد بودنو هنوز یادنگرفتم.........اینکه نمیتونم ب بقیه بفهمونم هرکسی جایگاه خودشوداره........اینکه هنور حالی بعضیا نشده انقد ادعا نکنن......وخیلی چیزای واقعی دیگه........../از مجازی هم خسته شدم....چون همش دروغه........جرات نداری دو کلمه بنویسی..یهو میبینی اومدن ایگنورت کردن....خودتم بی خبری..ک چی ک اینکه طرف فک کرده بااونی..........جدیدان ب همه چیز میگم ب درک