پای ِ سفره ي ِ افطار خدا می گوید "خب ،روزه دارها حالا وقتش شده بخواهید از من؟ درخواست کنید".... یکی می گوید "خرما را بده" دیگری شیر و دیگری ظرف آش را... کسی اصلا حواسش به خدا نیست!!
یه شوهرم نداریم هنرمند باشه بعد تو همه ی طرحاش یا چهره ی کاملمون یا هالمونو بکشه , نمیدونم چرا همه ی دانشجوهاش یا دوستاش یا خریدارای تابلوهاش تا منو میبینن یواشکی به هم میگن ایـــش مونالیزا خانوم اومدنشون , حسودا !
یه شوهرم نداریم دلمونو بشکنه و بره بیرون از خونه , ما هم از ناراحتی حواسمون نباشه یه بشقاب میوه ی خنک برداریم بخوریم همین که تموم شد یادمون بیاد روزه بودیم (ولی خدایی حال دادآ چسبید قربون خدا برم )!