✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
و حسودان همان بـِه چشمها را بپـوشـند عشق بارانی ما باب طبع تماشاچیـان نیـست.
✔کتــ☾ــے ...
داغ لبهای مرا دریاب حسرت یک بوسه تابستانیام کرده ست.
✔کتــ☾ــے ...
من دلم پوسـیـد بوسهای، سـطری، سـلامی، خـندهای، چیـزی!
✔کتــ☾ــے ...
میوزی بر ذهـنم خواب و بیـداری من اهـتـزاز نـفس نازک توست...........
✔کتــ☾ــے ...
بوسـههای تو کجاست؟ باز میخواهم از پچ پچ گنجشکان دیوانه شوم. ..............
✔کتــ☾ــے ...
نزدیک باران است دستانت هر روز دلتـنگی برایم شعر میخواند ایکاش میدانسـتم این قحـطی لاکردار گیـرش چیـست؟
✔کتــ☾ــے ...
ماه هم خسته شد رفـت قـدری بخوابد فـنـدکی ـ شعلهء اندکی ـ کو؟ روی تـنهایی من بـتابـد؟
✔کتــ☾ــے ...
بیا روبروی همین شعر بنشین ..........خلاصم کن از مِه ..........خلاصم کن از ابر ...و خورشید .........
✔کتــ☾ــے ...
وقتی کنارم مینشینی انگار در رگهام گرمای بندرگاه میپیچد و حدس باران کار سختی نیست.
✔کتــ☾ــے ...
دیـشب ِ خستگیام را ای کاش صبح ِ زود ِ لبِ تو...