✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
ب ما یاد دادن تا سرحد مرگ غرورمونوحفظ کنیم......................وبرای عشقمون ازخودمونم بگذریم................../عشق و غرورازهم جداست/
✔کتــ☾ــے ...
بگو عطر حضورت رو توی شبهای کی میپاشی............
✔کتــ☾ــے ...
گیسوی سیمین مه را شانه می زد دست باران بادها ، با صوت خوانا می نمودندش پریشان
✔کتــ☾ــے ...
عاشق هوای تازه بودم ، آن را در غبار محلی گم کردم.
✔کتــ☾ــے ...
مثل روز برایم روشن است که شبها هوا تاریک می شود.
✔کتــ☾ــے ...
ﺧﺪﺍﻳﺎ ﻣﻦ ﺭﺍ ﻛﻪ ﺁﻓﺮﻳﺪﻱ ﮔﺎﺭﺍﻧﺘﻲ ﻫﻢ ﺩﺍﺷﺘﻢ؟ ﺩﻟﻢ ﺩﻳﮕﺮ ﻛﺎﺭ ﻧﻤﻴﻜﻨﺪ ......
✔کتــ☾ــے ...
تو رفته اي و من افتاده ام!ا تو از دست, من از پا