فکر میکنه یکی هستکه در ُباز گذاشتی دیگه. ولی وقتی در بسته باشه، فکر میکنهکسی نیست ُ یه عالمه چیز خوب اونتو هست ُ میره سراغشون دیگه.
در باز ُ کسی نمیزنه، ولی در بسته رو همه میزنند.
خود شما به خاطراینکه بدونی توی این پسته دربسته چیه، میشکنیدش.شکسته میشه اون در.
دل آدم هم مثل همین پسته میمونه.یه سری از دلها درشون بازه. میفهمی تو دلش چیه.ولی یه سری از دلهاهست که درش بسته اس.اینقدر بسته نگهش میدارند که بالاخره یه روزمجبور میشند بشکنند و همهچی خراب میشه.
نمیدونم چرا دخـترای امـــروزی از سایز كله شون راضـی نیستند ! حتــــــما بـــاید یه قابـلمه یا زود پزی ، چیزی بـذارن زیر روسری شون تا ســـرشـون بشــه اندازه گنبد امامزاده داود ...
با همه سوتیاشون این یه تیکه رو خوب اومدن دیالوگ جالب سریال مادرانه: اردلان:میدم گوش پسرت رو ببرن میدونی گوش بریدن یعنی چی؟ مادر فرزاد : اون به اندازه ی اشتباهش تنبیه میشه تونمیتوی گوش پِسَرَمو ببروی مگه مملکت قانون نداره؟ اردلان:هِه قانون؟!قانون منم!چون پول تو جیب منه!