✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
دوش ، عبور کردم بسته های سيگار را اما به تو نرسیدم زهر است!!! حتی طعم سيگار، در نبودت
✔کتــ☾ــے ...
یک صندلی،یک گیلاس و یک سيگار یک قاب که می خندد در کودکی ام یک صندلی رو به دری نیمه باز یک بانگ از هم آوایی یک سيگار خاموش یک گیلاس پر از یأس نوشیدن فاصله ی من تا در...
✔کتــ☾ــے ...
سيگار میکشم به عشق لب های داغ تو دودش رها کنم برود پشت بام تو از عطر بوی دود لبم می شوی خبر این تلخ بوسه چه دارد؟! فقط هنر... آنی خبر گاهی خبر امروز نه که بزودی کند اثر خاکسترش نفروشم به صد شرر...!