✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
شکایت نمی کنم ، اما ایا واقعا نشد که درگذر همین همیشه بی شکیب ، دمی دلواپس تنهایی دستهای من شوی؟ نه به اندازه تکرار دیدار و همصدایی نفسهامان ! به اندازه زنگی ….. واقعا نشد؟؟؟؟
✔کتــ☾ــے ...
میدونستید که هیچ بلور برفی شبیه اون یکی نیست؟مثل اثر انگشت آدمها…یکبار تو کوه یکی از بچه ها زیر برف بهم گفت:انگار فرشته ها نشستند اون بالا و دارن اینارو قالب میزنند! هر وقت برف میاد یادش م? افتم…بعضی حرفها چقدر تو ذهن آدما میمونه
✔کتــ☾ــے ...
می شه بعضی ها رو مثل اشک از چشمات بندازی…. اما نمی تونی جلوی اشکی رو بگیری که با رفتن بعضی ها از چشمات جاری می شه…
✔کتــ☾ــے ...
کاشکی بدونی چشمات و به صدتا دنیا نمیدم یه موج گیسوی تورو به صدتا دریا نمیدم
✔کتــ☾ــے ...
از آن روز تا به امروز در حال خودم نیستم . انگار مستم و در این دنیا نیستم . برای خواندن متن به ادامه مطلب مراجعه کنید. از آن روز تا به امروز در حال خودم نیستم . انگار مستم و در این دنیا نیستم . از آن لحظه تا به این لحظه در فکر تو هستم ، همچنان به فکر عهدی هستم که با تو بسته ام. از آن ثانیه تا این ثانیه ، تک تک لحظه ها را شمرده ام ، در هر ثانیه آرزوی دیدن دوباره تو را کرده ام. انگار حقیقت است که حال من خراب است ، احساس میکنم دوای درد من شراب است. تو بگو من چرا اینگونه ام ؟ نه نمیخواهم باور کنم که عاشقم . نه اینبار حس میکنم که عاشق شدم دل به دریا زدمو از یاد تنهایی فراموش شدم. دست خودم نبود دل به دریا زدنم ، نمیدانستم اینگونه غرق تو میشوم . از آن روز تا به امروز ، روز به روز ، از دیروز دیوانه تر میشوم. از آن لحظه تا به این لحظه ، لحظه به لحظه از گذشته عاشقتر میشوم. فکر نمیکنم دوباره ببینم روزهای آرام تنهایی را . باور نمیکنم لحظه تلخ جدایی را