✔کتــ☾ــے ...
اِسمِتــــ تو בهَنـــآ مے چَرخــِــهـ ؟ تُفَمــ تو בهَنــآ مے چرخـــه آخَرِشــــ مینـבازیشــــ בور... پَســ جَــــ ـ ـ ـو نَگیرَבتـــ!
✔کتــ☾ــے ...
با کراوات به دیدار خدا رفتم و شد بر خلاف جهت اهل ریا رفتم و شد ریش خود را ز ادب صاف نمودم با تیغ همچنان آینه با صدق و صفا رفتم و شد با بوی ادکلنی گشت معطر بدنم عطر بر خود زدم و غالبه سا رفتم و شد حمد را خواندم و آن مد"ولاالضالین"را ننمودم ز ته حلق ادا رفتم و شد یکلام از قاسم و جبار نگفتم سخنی گفتم ای مایه هر مهر و وفا رفتم و شد همچو موسی نه عصا داشتم و نه نعلین سرخوش و بی خبر و بی سرو پا رفتم و شد "لن ترانی"نشنیدم ز خداوند چو او "ارنی" گفتم و او گفت "رثا" رفتم و شد مدعی گفت چرا رفتی و چون رفتی و کی؟ من دلباخته بی چون و چرا رفتم وشد تو تنت پیش خدا روز و شبان خم شد و راست من خدا گفتم و او گفت بیا رفتم و شد مسجد و دیر و خرابات به دادم نرسید فارغ از کشمکش این دو سه تا رفتم و شد خانقاهم فلک آبی بی سقف و ستون پیر من آنکه مرا داد ندا رفتم و شد گفتم ای دل به خدا هست خدا هادی تو تا بدینسان شدم از خلق رها رفتم و شد
✔کتــ☾ــے ...
گفتی که مرا دوست نداری گله ای نیست بین من و عشق فاصله ای نیست گفتم که کمی صبر کن و گوش به من کن گفتی که باید بروم حو صله ای نیست گفتی که کمی فکر خودم باشم و آن وقت جز عشق تو در خاطر من مشغله ای نیست رفتی خدا پشت و پناهت به سلامت بگذار بسوزد دل من مسا له ای نیست
✔کتــ☾ــے ...
تو که نیستی دوباره گوشه ی خونه دل من بهونه کرده دوباره ترانه ی من انعکاس غم و درده توی خونه در و دیوار مثل میله های زندون تورو کم داره وجودم چشم من پیت میگرده تو که نیستی تا ببینی حالا گل هات قد کشیدن که ثمر داده نهالت کودکت حالا یه مرده
✔کتــ☾ــے ...
شب سرد بی وفایی توی راه بی صدایی نرسیدیم ما به آخر قسمت ما شد جدایی من که عاشق تو بودم یار صادق تو بودم توی دشت آرزوهات من شقایق تو بودم پس چرا چشماتو بستی چرا قلبم رو شکستی ندارم جز تو وجودی تویی رنگ همه هستی می باره چشمه نورم می خونه دل ویرونه ام دیگه بی تو نمی مونم دیگه بی تو نمی تونم من و این غم جدایی دیگه نیست راه رایی خیلی سخته بی تو بودن نفرین به بی وفایی تو که بی وفا نبودی یار نیمه راه نبودی واسه هم صدایی عشق تو که بی صدا نبودی پس چرا پیشم نموندی شب رو تو دلم نشوندی گل پاک عاشقی رو چرا از ریشه سوزوندی می باره چشمه نورم می خونه دل ویرونه ام دیگه بی تو نمی مونم دیگه بی تو نمی تونم
✔کتــ☾ــے ...
کنارم هستی و اما دلم تنگ میشه هر لحظه خودت می دونی عادت نیست فقط دوست داشتن محضه کنارم هستی و بازم بهونه هامو میگیرم میگم وای چقدر سرده میام دستاتو میگیرم یه وقت تنها نری جایی که از تنهایی میمیرم از این جا تا دم در هم بری دلشوره میگیرم فقط تو فکر این عشقم تو فکر بودن با هم محاله پیش من باشی برم سرگرم کاری شم می دونم یه وقتایی دلت میگیره از کارم روزاییکه حواسم نیست بگم خیلی دوستت دادم تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری کنارم هستی و انگار همین نزدیکیاس دریا مگه موهاتو وا کردی که موجش اومده اینجا قشنگه رد پای عشق بیا بی چتر زیر برف اگه حال منو داری می فهمی یعنی چی این حرف میدونم که یه وقتایی دلت میگیره از کارم روزایی که حواسم نیست بگم خیلی دوستت دارم تو هم مثل منی انگار از این دلتنگی ها داری تو هم از بس منو می خوای یه جورایی خود ازاری
✔کتــ☾ــے ...
تو داری از عشق برام حرف تازه میزنی نا امید از من خسته حرف رفتن میزنی میگی عشقی نیست دیگه یه عادته عشق و عاشقی کجاست این همون حکایته یه روزی بوده دیگه تموم شده آره عمرت الکی به پای من حروم شده توچطور منو عشقم رو دروغ فرض میکنی بعده مدت ها منو از زندگین حذف میکنی باشه خوب مشکلی نیست برو هرجا که خوشی تو همون دروغ گویی که کردی برام یه خودکشی ما به هم سخت رسیدیم امه چه آسون بریدیم تو روزای زندگی رنگه غم و خوب ندیدیم تو برو برو از اینجا بدون من برو سرکن میدونم یادم میفتی گه گاهی چشمتو تر کن
✔کتــ☾ــے ...
عشق اول تو کجایی که هنوز یادتو دارم عشق من توبودی اما دل به دست غم ها دادم نگفتم حرفامو ای وای قلبه من بدجور شکسته توی این قلبه شکستم غصه او ماتم نشسته تو رفتی زندگیه من لبریزه غصه و غم شد نمی دونم که چجوری بساط عاشقی جمع شد تو لباس عروس تنت بود دست اون تو دستت اما من بودم گوشه ی مجلس اما خوب یکه او تنها من دیدم اشک وتوچشمات * دست اونرو توی دستات من دیدم ناراضی بودی * خوب توام منو میخواستی این زمونه بی وفاست * مارو باهم نمیخواست نا امید بودمو بعدش رو رگم تیغ و کشیدم توی لحظه های آخر عکستو داشتم میدیدم چشام باز شد توکجایی؟من دیگه تورو ندیدم روی تخت بیمارستان درد دوری می کشیدم دیگه دیدار دوباره فکر کنم برام محاله خوب بگید عشقم کجا رفت یا الان تویه چه حاله؟
✔کتــ☾ــے ...
توبگو تو زندگیت من دیگه چکار نکردم که فقط دوریه دستات شد نصیبه دسته سردم تو نبودت غم و غصه , ماتموتجربه کردم این روزا می گذره اما عادتت رو ترک نکردم هرکی چشمامو میبینه میگه بسته جدایی میگن اون رفته از اینجا بهت میگن که بی وفایی تا بهم نگی تو دیگه باورم نمیشه خب میگن عشقت از اینجا واسه ی اون یکی رفته باورش برام عجیبه خب بزرگترین شکسته دیگه سعی من بر اینه که تورو کنم فراموش شمع عشقت توی قلبم وقتشه خب بشه خاموش اما خب هرگز نمیشه برامن که خیلی سخته تو بگو چجور تونستی شبونه بری تمام شه بینمون هرچی که بوده واسه دیگری حروم شه اشک و چشمامو ندیدی اشک چشمامم تموم شد اون که دستش میگرفتی دیگه رسوای جهان شد با تمومه عشق و نفرت من دیگه میرم از اینجا تو دلت هرجا خوشه باش توبمون بمون همونجا
✔کتــ☾ــے ...
تو داری از عشق برام حرف تازه میزنی نا امید از من خسته حرف رفتن میزنی میگی عشقی نیست دیگه یه عادته عشق و عاشقی کجاست این همون حکایته یه روزی بوده دیگه تموم شده آره عمرت الکی به پای من حروم شده توچطور منو عشقم رو دروغ فرض میکنی بعده مدت ها منو از زندگین حذف میکنی باشه خوب مشکلی نیست برو هرجا که خوشی تو همون دروغ گویی که کردی برام یه خودکشی ما به هم سخت رسیدیم امه چه آسون بریدیم تو روزای زندگی رنگه غم و خوب ندیدیم تو برو برو از اینجا بدون من برو سرکن میدونم یادم میفتی گه گاهی چشمتو تر کن
✔کتــ☾ــے ...
خودتو جا من گذاشتی ؟ هیچ موقع دوستم نداشتی اگه جای من می بودی طعم دوری می چشیدی می فهمیدی چی میگم همش از دوریت میگم نمی خوام باتو بمونم نمی خوام ازت بخونم تو وجودم عشق و کشتی تو اصلا احساس نداشتی میدونی ک عشق و کشتن واسش ارزشی نذاشتن خوب تو ام اینطوری بودی دیگه بهترین نبودی واسم ارزشی نداشتی روی شونش سر میذاشتی دیگه بسه هرچی گفتم دیگه بسه غم و غصم
✔کتــ☾ــے ...
می دونی دل تو دلم نیست می دونی دست خودم نیست می دونم آخره راهه می دونم که چشم به راهه می دونی عاشقتم من می دونی دیونتم من از همه دنیا بریدم دیگه چشماشو ندیدم تو بودی بودو نبودم تو نبودت غم و دیدم کی میشه تورو ببینم بت بگم که نازنینم بی تو من تنها ترینم بی تو من تنها ترینم