mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
من آن پیرم که شیران را به بازی برنمیگیرم *** تو آهووش چنان شوخی که با من میکنی بازی
mahmoud
یاد باد آن که چو میشد سرت از باده گران *** دوش منت کش آن بار گران بود مرا
mahmoud
الهی سینه ای درد آشنا ده *** غم از هر دل که بستانی به ما ده
mahmoud
تا بوده چشم عاشق در راه يار بوده *** بي آنكه وعده باشد، در انتظار بوده
mahmoud
rooz bar hamegi khoosh..............
mahmoud
ميرسد روزي كه شرط عاشقي دلدادگي ست *** آن زمان هر دل فقط يك بار عاشق ميشود
mahmoud
تورا از بین صد ها گل جدا کردم *** تو سینه جشن عشقت رو به پا کردم
mahmoud
به سلامتي غم هام >>> كه تنهام نميذارن ......
mahmoud
وگر مراد تو اینست بی مرادی من *** تفاوتی نکند چون مراد یار منست
mahmoud
یارب اندر دل آن خسرو شیرین انداز *** که به رحمت گذری بر سر فرهاد کند
mahmoud
در اندرون من خسته دل ندانم کیست *** که من خموشم و او در فغان و در غوغاست
mahmoud
مرا مهر سيه چشمان ز سر بيرون نخواهد شد *** قضای آسمان است اين و ديگرگون نخواهد شد
mahmoud
پیش از آن که درباره ی زندگی ، گذشته و شخصیت کسی قضاوت کنی ... خودت را جای او بگذار ، از مسیری که او گذشته است عبور کن ، با غصه ها ، تردیدها ، ترس ها ، دردها و خنده هایش زندگی کن ... یادت باشد هر کسی سرگذشتی دارد . هرگاه به جای کسی زندگی کردی آنگاه می توانی درباره ی او قضاوت کنی .
mahmoud
از همین میترسم. به چیزی یا کسی عادت میکنی، اونوقت اون چیز یا کس قالت میگذاره. اون وقت دیگه هیچ چیزی برات باقی نمیمونه. میفهمی چی میخوام بگم؟
mahmoud
بعضيا كلا كرم تو وجودشون انقد زياده كه سرريز ميكنه.........