خدا تنها روزنه امیدیست که هیچگاه بسته نمی شود... تنها کسی ست که با دهان بسته هم می توان صدایش زد... با پای شکسته هم می توان به سراغش رفت... تنها خریداری ست که اجناس شکسته را بهتر برمیدارد... تنها کسی ست که وقتی همه رفتند میماند..... خدا را برایتان آرزو می کنم......
اولین جلسه ی کلاس بود، استاد اسامی بچه ها را یکی یکی می خواند، رسید به اسم «بارانه». شخص مورد نظر را که پیدا کرد پرسید: واسه چی بارانه؟ دختر جواب داد: واسه اینکه روز تولدم بارون میومده ! برادر اهل دلی از ته کلاس گفت:خوبه اون روز آفتابی نبوده
لمس تن تو شهوت است و گناه ... حتی اگر خدا عقدمان را ببندد , داغی لبت جهنم من است ... حتی اگر فرشتگان سرود نیک بختی بخوانند , هم خوابگی ما ، هم خوابگی چرک آلودی است ... حتی اگر خانه خدا خوابگاهمان باشد ... اگر هزار سال عاشق تو باشم .... یک بوسه , یک نگاه حتی حرامم باد , اگر تو عاشقم نباشی ...
از تو بگذشتم و بگذاشتمت با دگران
رفتم از کوی تو لیکن عقب سرنگران
ما گذشتیم و گذشت آنچه تو با ما کردی
تو بمان و دگران وای به حال دگران
میروم تا که به صاحبنظری بازرسم
محرم ما نبود دیده کوته نظران