mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
روا بود که چنین بی حساب دل ببری؟ // مکن ، که مظلمه ی خلق را جزایی هست
mahmoud
تا نگردی آشنا زین پرده رمزی نشنوی // گوش نا محرم نباشد جای پیغام سروش
mahmoud
وقتی که پرسش کنی اصحاب درد را /// چون من شکسته دل ترم اول مرا بپرس
mahmoud
تا که بودیم،نبودیم کسی کشت ما را غم بی همنفسی // تا که رفتیم همه یار شدند،خفته ایم و همه بیدار شدند
mahmoud
جز تو در محفل دلسوختگان ذکری نیست // این حدیثیست که آغازش و پایانش نیست
mahmoud
تو ملولی و مرا طاقت تنهایی نیست / تو جفا کردی و من عهد وفا نشکستم
mahmoud
مپرس کز هوس روی دوست خواجو را // دل شکسته برآن زلف پرشکن چه خوشست
mahmoud
معاشران گره از زلف یار باز کنید // شبی خوش است، بدین قصه اش دراز کنید
mahmoud
هر چه همرنگ جماعت بشویم ... باز هم وصله ی ناهمگونیم
mahmoud
گرد از رخ نازنین به آزرم فشان /// کان هم رخ خوب نازنینی بود است
mahmoud
هر دم ازین باغ بری می رسد / تازه تر از تازه تری میرسد
mahmoud
یه نصیحت به دوستای گل دنبالریم : هرگز به دیگران اجازه نده قلم خودخواهی دست بگیرند ،دفتر سرنوشتت را ورق زنند، خاطراتت را پاک کنند و در پایانش بنویسند " قسمت نبود "...
mahmoud
یا بیا پای تخت در خدمت /// یا که آماده باش جنگانا
mahmoud
در اوج با تو بودن نمی شه که جدا شد...... نمی شه از دل تو دقیقه ای رها شد
mahmoud
شد به گمان دیدنی، عمر تمام و ، من همان *** چشم به ره نشاندهام جان امیدوار را