این عصر ، عصر ِ " تنهایی و در خود فرو رفتن " است ! اینکه در جیب ِ همه ، از پیرمرد ِ ۸۰ ساله ی محله ی ما تا بچه های ۵ ساله مهد کودکی یک تلفن ِ همراه است ، دلیلی بر با هم بودن ِ آدم ها نیست . هیچ کس یک ظهر ِ دلگیرِ جمعه که دلت داره از سینه در می آید و خفه شدی از بی هم صحبتی ، زنگ نمی زنه و نمی پرسه " حالت خوبه "؟ ، هیچ کس تو را به نوشیدن ِ قهوه های بیمزه ی کافه عکس و یا خوردن کیک های خوشمزه ی کافه فرانسه و یا حرف زدن در کافه سیاه و سپید با آن مدیر ِ بد اخلاقش دعوت نمیکنه! هیچ کس نمی گه بیا با هم بریم جاده چالوس و کباب و ماهی ِ قزل آلا بخوریم . هیچ کس تو را به پیاده روی یک عصر ِ پاییزی دعوت نمیکنه. هیچ کس حتی تنهایی اش را با تو سهیم نمیشه.
گاهی باران همه دغدغه اش باغچه نیست
گاهی از غصه تنها شدنش می بارد
زندگی باید کرد!
گاه با یک گل سرخ
گاه با یک دل تنگ
گاه باید رویید درپس این باران
گاه باید خندید بر غمی بی پایان