mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
مرد زندانی می خندید شاید به زندانی بودن خویش ، شاید هم به آزاد بودن ما راستی زندان کدام سوی میله هاست ؟
mahmoud
نیست نگاری که در این شهر دل مل ببرد // بختم ار یار شود رختم ازین جا ببرد
mahmoud
رفیق من تو هستی تویی که بهترینی ....تنها نذار بمونم تا اشکامو نبینی
mahmoud
دلم می خواد همیشه کنار تو بمونم .......به من نگو نمیشه که از تو من بخونم
mahmoud
بی تو نمی شه باشم ای آخرین امیدم .........امید من تو هستی بی تو یه نا امیدم
mahmoud
استعداد عجیبی در شکستن داری ، قلب ، غرور ، پیمان....................... استعداد عجیبی در نشستن دارم ، به پای تو ، به امید تو ، در انتظار تو
mahmoud
در برهوت بی کسی ، تنها تو همزاد منی ای نازتر از خواب شبم ، آیا تو هم یاد منی ؟
mahmoud
ماهی ها از تلاطم دریا به خدا شکایت بردند و چون دریا آرام شد خود را اسیر تور صیادان یافتند. تلاطم های زندگی حکمتی از جهان هستی است... پس از خدا بخواهیم دلمان آرام باشد نه اطرافمان.
mahmoud
چشم هایم را به ملاقات آورده بودم همیشه این گونه از رؤیای تو ............تنها به خانه بر می گردم
mahmoud
معلم: وقتی بزرگ شدی میخوای چیکار کنی؟ شاگرد: میرم [!]بوک! معلم:نه...میگم چیکاره میخوای بشی؟؟ شاگرد: ادمینه یه پیجی بشم!! معلم:خدای من!...منظورم اینه که چی میخوای بدست بیاریم موقعی که بزرگ شدی؟؟؟ ... ... ... شاگرد: حقوق یه ادمین [!]بوک!!! معلم:خنگ! منظورم اینه که برای مامان بابات میخوای چیکار کنی؟؟ شاگرد:آها ...میخوام براشون یه پیجی درست کنم توپ معلم: احمق!...مثلاً مامان بابات از تو چی میخوان؟؟؟ شاگرد: پسورد [!]بوکم...
mahmoud
میان ماندن و نماندن فاصله تنها یک حرف ساده بود از قول من به باران بی امان بگو : دل اگر دل باشد ، آب از آسیاب علاقه اش نمی افتد
mahmoud
سلام .. زندگی..تو که دلِ مرا .. پُر از غم و آه .. نمی خواهی؟؟ امروز برایِ دلم .. کمی خنده می خواهم .. بگو .. بگو که تو هم .. برایِ دلم .. خنده می خواهی
mahmoud
عجب صبری خدا دارد!......... اگر من جای او بودم به گرد شمع سوزان ....دل عشاق سرگردان سراپای وجود بی وفا معشوق را پروانه می كردم.
mahmoud
قرارمان....... فصل انگور............ شراب که شدم بیا!................ تو جام بیاور من جان...