mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
هرزمانی که رسد جان به لب از تنگی دل /چون کنم یاد نگاهت همه از یاد رود
mahmoud
دوستان همدلم ساز مخالف می زنند ... مشکل از ناسازی ساز بد آهنگ من است
mahmoud
تا تو هستی و غزل هست دلم تنها نیست * محرمی چون تو هنوزم به چنین دنیا نیست
mahmoud
یا رب این شمع دل افروز ز کاشانه ی کیست // جان ما سوخت بپرسید که جانانه ی کیست
mahmoud
ای گل خوش نسیم من!بلبل خویش را مسوز / کز سر صدق می کند شب همه شب دعای تو
mahmoud
یاس بوی آشنایی می دهد // عطر دوران جوانی می دهد
mahmoud
تا لحظه ی عزیز من و تو یکی شدن * باقی نمانده فاصله ای جز دو پیرهن
mahmoud
رنگ سال گذشته را دارد همه ی لحظه های امسالم /*/ سیصدوشصت وپنج حسرت را همچنان می کشم به دنبالم
mahmoud
مپرس کز هوس روی دوست خواجو را // دل شکسته برآن زلف پرشکن چه خوشست
mahmoud
چرا بخت سفید رو به سیاهی نشوندی ... می دونستی فقط تو رو دارم... رفتی.... نموندی
mahmoud
معاشران گره از زلف یار باز کنید // شبی خوش است، بدین قصه اش دراز کنید
mahmoud
هر چه همرنگ جماعت بشویم ... باز هم وصله ی ناهمگونیم
mahmoud
یعقوب صبر داشت و دوری کشیده بود ... چون نیستم صبور چرا امتحان دهم