mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
فقط با دوستان مي توان قهر كرد. غريبه ها ناز ما را نمي كشند
mahmoud
آنقدر مرا سرد کرد, از خودش, از عشق که حالا به جای دل بستن، یخ بسته ام... آهای.... روی احساسم پا نگذارید, لیز میخورید!
mahmoud
چه رنجي ميكشد آن كس كه انسان است و از احساس سرشار است.....
mahmoud
تو را نادیدن ما غم نباشد // که در خیلت به از ما کم نباشد
mahmoud
تو را گم می کنم هر روز و پیدا می کنم هر شب * بدین سان خواب ها را باتو زیبا می کنم هر شب
mahmoud
هر بار که کودکانه دستی را گرفتم گم شدم... آنقدر که در من هراس گرفتن دستی هست ترس از گم شدن نیست...
mahmoud
عکس های قدیمی رو میترسم نگاه کنم........... از معصومیت کودکانه ی خودم خجالت میکشم
mahmoud
از کعبه و بتخانه ...تا مسجد و میخانه .....مقصود خدا عشق است باقی همه افسانه
mahmoud
تپه هاي شني با وزش باد جا به جا مي شوند ....ولي صحرا هميشه صحرا باقي خواهد ماند
mahmoud
هر دم ازین باغ بری می رسد / تازه تر از تازه تری میرسد
mahmoud
يكرنگ تر از تخم مرغ نديدم ، آنهم شكست و دورنگي اش پيدا شد
mahmoud
دانی که ز میوه ها چرا سیب نکوست؟ // نیمی رخ عاشق است و نیمی رخ دوست
mahmoud
و آمدیم که عاشق شویم و در گذریم ....که راز زندگی و مرگ آدمی این بود
mahmoud
وقتی دل تنها کالائیست که خدا شکسته ی آن را می خرد...... پس چرا من به دست کسی که دلم را شکست بوسه نزنم؟!