mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
مرد زندانی می خندید شاید به زندانی بودن خویش ، شاید هم به آزاد بودن ما راستی زندان کدام سوی میله هاست ؟
mahmoud
من فقط عاشق اینم حرف قلبتو بدونم الکی بگم جدا شیم تو بگی که نمیتونم
mahmoud
در عاشقی گریز نباشد ز سوز و ساز / استاده ام چو شمع مترسان ز آتشم
mahmoud
اگر خوشبختی یک برگ است ... من درختی برایت آرزو میکنم ! اگر امید یک قطره است ... من دریا برایت آرزو میکنم ! اگر دوست برایت سرمایه است ... من خدا را برایت آرزو میکنم !
mahmoud
یا بیا پای تخت در خدمت /// یا که آماده باش جنگانا
mahmoud
دستم نداد قوت رفتن به پیش دوست /چندی به پای رفتم و چندی به سر شدم
mahmoud
به داغش مبتلا کردم خطا کردم خطا/سوختم خود را برای او غلط کردم غلط
mahmoud
نیست نگاری که در این شهر دل مل ببرد // بختم ار یار شود رختم ازین جا ببرد
mahmoud
یارب این نوگل خندان که سپردی به منش/می سپارم به تو از دست حسود چمنش
mahmoud
لله اگر تشنه در این شهر بمیرم // جز دیده کس آبی به لب من نچکاند
mahmoud
ترسم که اشک در غم ما پرده در شود/وین راز سر به مهر به عالم سمر شود
mahmoud
ماهم این هفته برون رفت و به چشمم سالی ست***حال هجران تو چه دانی که چه مشکل حالی ست