mahmoud
ظرفيت از پشت تكميله ، لطفا از جلو خنجر بزنيد...
mahmoud
دیدار یار غایب دانی چه ذوق دارد؟ /ابری که در بیابان بر تشنه ای ببارد
mahmoud
وعذه ی وصل میدهی لیک وفا نمی کنی /من به جهان ندیده ام مرد یکی کلام دو
mahmoud
دی می شد و گفتم صنما عهد به جای آر/ گفتا غلطی خواجه در این عهد وفا نیست
mahmoud
نشان عهد و وفا نیست ، در تبسم گل / بنال بلبل بیدل ، که جای فریاد است
mahmoud
دست از طلب ندارم تا کام من برآید // یا تن رسد به جانان یا جان ز تن برآید
mahmoud
دلبسته ی افلاکم و پا بسته ی خاک ... فواره ای بین زمین و آسمانم
mahmoud
یاد یاران قدیمم نرود از دل تنگ/چون هوای چمن از مرغ اسیران قفس
mahmoud
سنگ در برکه می اندازم و می پندارم/با همین سنگ زدن ماه بهم می ریزد
mahmoud
مرا عهدی است با جانان که تا جان در بدن دارم // هواداران کویش را چو جان خویشتن دارم
mahmoud
تا عهد تو در بستم عهد همه بشکستم /// بعد از تو روا باشد نقض همه پیمانها
mahmoud
هر چند که رنگ و بوی زیباست مرا /// چون لاله رخ و چو سرو بالاست مرا
mahmoud
سخت نگیر :گورستان با سکوتش میگوید!سخت نگیرزندگی ارزش یک ثانیه اندوه را ندارد
mahmoud
اگرسرت را برروی قلبم بگذاری هیچ صدایی نخواهی شنید قلب من طاقت این همه خوشی را ندارد
mahmoud
کاش یه روزی بشه که دیگه نشه جمله ای ساخت /// با نمی شه ، با نمی خوام ، با نشد ، با نداره