سپیده
توسط موبایل
باتمام وجودكناه كردم ودرتكرارآن اصرار،نه نعمتش را از من كرفت،نه كناهم را فاش كرد،اكر اطاعش كنم جه ميكند؟
سپیده
توسط موبایل
این سریال مزخرفه،ستایش شروع شد. من رفتم ببینم..
سپیده
توسط موبایل در
برای مخاطب
هنوزاز تودر این میدان صمیمی تر نمیبینم/ازاین تنهادرخت شب کسی راسر نمیبینم/هنوزاین من،این توقدیمیتر ولی ازنو/به جز چشم سیاه توشبی دیگر نمیبینم
سپیده
ملکاذکرتوگویم که توپاکی وخدایی،نروم جزبه همان ره که توام راهنمایی
سپیده
توسط موبایل
موشی درخانه صاحب مزرعه تله موش دید! به مرغ وگوسفندوگاوخبرداد. همه گفتند: تله موش مشکل توست به ماربطی ندارد! ماری درتله افتاد و زن مزرعه دار راگزید! ازمرغ برایش سوپ درست کردند! گوسفندرابرای عیادت کنندگان سربریدند! گاورابرای مراسم ترحیم کشتند! ودراین مدت موش ازسوراخ دیوارنگاه میکردوبه مشکلی که به دیگران ربط نداشت فکرمیکرد!!!:-
سپیده
توسط موبایل
غضنفرتواتوبوس كبريت ميخواست به بغلي گفت اسمت چيه؟ يوسف به به! شغلت چيه؟ زنبوردار به به! كجاميري؟ اهواز/ عجب جايي! ببخشیدكبريت داري؟ نه! نه ونكمه،يوفس هم شد اسم،بيشعورپشه باز، سگ توي اين گرماميره اهواز!