دختره تو پروفایلش نوشته دوست داشتم اگر قرار بود شی باشم، قلم می شدم. اگر قرار بود حیوان می شدم عقاب می شدم. اگر قرار بود حس می شدم، محبت می شدم… بش گفتم اگه قرار بود آدم میشدی چی میشدی؟؟؟ کلی بد و بیراه بم گفت
هوس کردم بازم امشب زیربارون تو خیابون به یادت اشک بریزم طبق معمول همیشه..آخه وقتی بارون میاد رو صورت یه عاشق مثل من ..حتی فرق اشک و بارون دیگه معلوم نمیشه..امشب چشمای من مثل ابرهای بهار..نخند به حال من که حالم گریه داره...چرا گریه ام نمیتونه رو تو تاثیری بذاره...آره بخند بخند که حالم خنده داره...این عشق یک طرفه من رو کشونده تو خیابونا نمیخوام توی این خلوت کسی دوروبرم باشه نه پلکام روی هم میرن نه دست میکشم از گریه نه میخوام بند بیاد بارون نه چتری رو سرم باشه.....
اميرعلي حالت بد نباشه اين بزرگترين منطق زندگيمونه اگه باورش كني ديگه هيچوقت از رفتن هيچكس ناراحت كه نميشي هيچ خوشحال هم ميشي چون مرگ بزرگترين سعادت براي ما آدماس
#دنیا خانم از رفتنشون ناراحت نیستم چون اونا خودشون به اندازه عمرشون کار نیک و بزرگی کردن
از این ناراحتم که دوتا بردار که جونشون رو واسه هم میدن
دوتا که حاضرن دنیاشون رو بدن ولی اون یکی از گل کمتر نشنوه و نبینه ولی به خاطر یه غرور بیخود و لعنتی به خاطر یه دندگی از هم دور میشن و حتی تا لحظه مرگ باهم حرف دل نمیزنن و میزارن حرفاشون عقده بشه تو سینه
کسی که هم پدر بوده هم برادر به خاطر حرفا و کارای یه سری ادم نمک نشناس از کسایی که بزرگشون کرده فاصله میگیره
اینا درد داره
اینا گریه داره
اینا بغض اورن
اینان که ادمو خفه میکنن
لعنت به هر چی غرور بیخود و ادم نمک نشناسه
هم برادرم هم عموم فوت کردن
این چند روز درگیر مراسم بودیم
این روزا دنیا بدجور باهامون لج میکنه
ادمای مرد و با معرفت و خوش غیرت و بزگ رو میگیره و به اغوش خودش میبره
و اصلا به فکر دل بیچاره و تنهای ما نیست
غم از دست دادن عزیز خیلی سخته
کسی که ادم بزرگیه منظورم بزرگ به معنای واقعی هستش کسانی که کارهای بزرگ انجام میدن
عموی خدا بیامرزم خیلی بزرگ بود
برادرم هم مثل عموم مرد بزرگی بود
جفتشون کارای بزرگ زیادی کرده بودن ولی
ببخشید
دیوونه
13 سال و 20 ساعت و 43 دقيقه قبل
13 سال و 20 ساعت و 43 دقيقه قبلچه کنم خوب اون زمان دوران جاهلیت بود
13 سال و 20 ساعت و 43 دقيقه قبل