*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
من ریشه در شقــ ـ ـــایق پرخون نشانده ام گل های ســــرخ باغ مرا خـ ـ ـوب بو کنید.....
*mahsa*
آتش سیگار تنها نقطه روشن زندگی من است ...
*mahsa*
گاهی نباید ناز کشید انتظار کشید آه کشید ... درد کشید و فریاد کشید ...! گاهی تنها باید دست کشید و رفت ...
*mahsa*
روسـَريـت رآ בرسـت بـبـَنـב ... لـبآسـهآيـَت پـوشـيـבه بآشـَב ... آرآيـِش نـَكـن ... حـَتـے اگـہ رآه בآره زيـبآ هـَم نـَبآش ... בخـتـَرَك پـنـهـآن كـن خـويـش رآ ... اينـجآ ايـرآن اسـت ... בَر בآنـشگـآه هـزآرآن خـوآسـتـگآر בآري ولـے تـَنـهآ خـوآسـتـآر يـكـ شـَبـَنـב ... בَر خـيآبـآن هـزآرآن رآنـَنـבه شـَخـصـے בآرے ... امـآ مـَقـصـَב هـَمـہ مـَكآن خـآليـسـت و بـَس ... كـَمـے كـہ فـكـر كـنـے ... لـَرزه بـَر تـَنـَت ميـنـشيـنـَב ... בخـتـَرَك ايـن جـآ چـشـم هآ گـرسـنـہ تـَر از مـعـבه هآسـت ... سيـرآب شـבن چـشـم هآ خيـآلـے بآطل اسـت ... از בيـב مـَرבم اينـجآ ... اگـَر زشـت بآشـے هـَرزه اے ... اگـَر زيـبآ بآشـے فـآحـشــہ ... اگـَر اجـتـمآعـے بـَرخـورב كـنـے ميـگويـَنـב خـَرآب اسـت ... اگـَر سـَرב بآشـے ميـگويـَنـב قـيـمـَتـَش بآلآسـت ... בخـتـَرَك ايـن جـآ زَن بـوבَن בل شـيـر مـے خـوآهـَב ... ايـن جـآ بآيـَב مـَرב بآشـے تـآ بـخـوآهـے زَن بآشـے*
*mahsa*
به معلمم میگم استاد ما نسل سوخته ایم بخدا … گفت نسل سوخته ماییم شما نسل پدر سوخته اید … هیچی دیگه تا حالا اینقدر توی زندگیم قانع نشده بودم !
*mahsa*
یه وقتایی یه کسایی میان تو زندگیت .. که وقتی به پشت سرت نگاه می کنی.. تعجب می کنی که چجوری..!! تا قبل از اومدن اونا زندگی می کردی..!
*mahsa*
هیچ دلی بی بهانه نمیگرید. نمیدانم بهانه ها دلگیرند یا دلها بهانه گیر ...
*mahsa*
ﺁﻏﻮﺵ ﮐﺴﯽ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩارم؛ ﮐﻪ ﺑﻮﯼ " ﺑﯽﮐﺴﯽ " ﺑﺪﻫﺪ ... ﻧﻪ ﺑﻮﯼ " ﻫﺮﮐﺴﯽ " ...
*mahsa*
زندگی زیباست به زیبایی چشمهای پُف کرده از هِق هِق های شَبانه به زیبایی بغــض نَفَس گیـر روزانه... به زیبای قلب تکه تکه شُده اَز شکستنهای بیشمار بـه زیبایی نفسی که از تَنگی بالا نمیایـد ... به زیبایی تمام شُدن تدریجی من ... آری زندگی زیباست ...
*mahsa*
آدمها را به میزان درکشان بسنج نه به اندازه مدرکشان؛ چرا که فاصله ی زیادی از مدرک تا درک وجود دارد. مدرکی که درک بالاتری به ارمغان نیاورد ، کاغذ پاره ای بیشتر نیست. مهمترین نشانه ی درک بالاتر تواضع بیشتر است .
*mahsa*
آتش از اندوه هجران بهتر است بی قرارم کردی و گفتی صبوری بهتر است من نمی دانم کجا خواندم ، که یادم داده است ؟ یار وقتی در کنارت نیست ، کوری بهتر است ...