*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
برای تــــــو برای چشم هایــت برای مـــن برای درد هایـــم برای م ا برای این همه تنـــهایی ای کــــاش خدا کاری کـــند…
*mahsa*
لب ھای تو ھوس انگیزترین تجربه جھان است وقتی مرا به نام می خوانی فاصله ھوس تا گناه فاصله نام من تا نام توست
*mahsa*
قرار مان فصل انگور شراب که شدم. ......... تو جام بیاور من جان .....
*mahsa*
نمایندگی ایرانسل یه تابلو زده: شارژ ۲۰۰۰ تومانی فقط ۲۰۰۰ تومان !
*mahsa*
شونه آدم که هیچی … شونه تخم مرغم پیدا نمیشه سرمونو بذاریم روش یه دل سیر گریه کنیم !
*mahsa*
دیشب که نمیدانستم برای کدام یک از درد هایم گریه کنم کلی خندیدم . . .
*mahsa*
اندکی دوستم بدار ولی طولانــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــــــــــــــــــــــــ ـــی
*mahsa*
عاشقم من........ عاشق بی قرار توام من....
*mahsa*
بوووووووس باااااااااااااااااااای
*mahsa*
فرق آنچه من می گویم با تو این است که در برهوت ذهن من آب می کارم و درخت روان می سازم من نمی ترسم اگر باران بتابد و خورشید ببارد من در دشت قایق می رانم و در برکه اسب می دوانم من جنگلی آبی میکشم مملو از رودهای سبز و آرزو می کنم آرزو می کنم که خدا کند دگر کسی آزادی بادبادک را برای دقیقهای سرخوشی به سرِ انگشتِ بازی گره نزند