*mahsa*
دلم را سپردم به بنگاه دنیا و هی آگهی دادم اینجا و آنجا و هرروز برای دلم مشتری آمد و رفت وهی این و آن سرسری آمد و رفت ولی هیچ کس واقعا اتاق دلم را تماشانکرد دلم قفل بود کسی قفل قلب مرا وا نکرد یکی گفت چرا این اتاق پر از دود و آه است یکی گفت چه دیوار هایش سیاه است. یکی گفت چرا نور اینجا کم است و آن دیگری گفت و انگار هر آجرش فقط از غم و غصه و ماتم است! و رفتند و بعدش دلم ماند بی مشتری ومن تازه آن وقت گفتم: خدایا تو قلب مرا می خری؟ و فردای آن روز خدا آمد و توی قلبم نشست و در را به روی همه پشت خود بست و من روی آن در نوشتم: ببخشید، دیگر برای شما جا نداریم از این پس به جز او کسی را نداریم.
*mahsa*
دلم برای خواندن تو تنگ شده است برای از ته دل تو را صدا زدن و تو همچنان عاشقانه مرا اجابت کنی... دلم برای عشق تو تنگ شده است برای ناز خریدن های تو... دستم را بگیر و از این جهان برهانم من از این زمینیان به ستوه آمده ام از آنها که ادعا می کنند خلیفه تو هستند روی این کره خاکی میدانم من نیز خود یکی از این مدعیان هستم مرا از این همه خاک برهان تو خود نیز خوب میدانی که «خاک استعداد هرچیزی را دارد الا آدم شدن را»
*mahsa*
یکى از سرگرمى هاى خاص مردم ایران اینه که : وقتى از مطب دکتر میان بیرون، حساب کنن ببین این دکتره روزى چقد درآمد داره؟!!!
*mahsa*
. ماشین لباسشویی خونمون خییییلیییییی پیشرفتست. کاری به این نداره چه رنگی بهش لباس تحویل میدی نگاه میکنه ببینه چه رنگی بهت میاد همون رنگو بهت تحویل میده ! .
*mahsa*
برای خودم مردی شده ام . . . این روزها درسکوت سرسخت . . . بی صدا گریه میکنم . . . ولی !!! دنیا مواظبم باش . . . قلبم هنوز زنانه میزند!!!
*mahsa*
مشکل خودته خانم عاشق... بس میکنی یا نه؟
*mahsa*
روزگارم برخلاف ارزوهایم گذشت.... بالغ بر هزارتا پیام دادم قبل ازدواجم اما به هیچکدوم جواب ندادی... الان پیام دادی که چی؟؟؟ میخوای منو هوایی کنی؟؟؟؟ نکن.... التماست میکنم منو هوایی نکن... پدرم در میاد تادوباره بخورم زمین.
*mahsa*
خدایا کمکم کن.... خیلی خسته شدم.
*mahsa*
رسم " خوب " ها همین است ؛ حرف آمدنشان شادت می کند و ماندنشان ... با دلت چنان می کند که هنوز نرفته ... دلتنگشان می شوی ! اماخوب من رفت
*mahsa*
در هیاهوی زندگی دریافتم ؛ چه بسیار دویدن ها که فقط پاهایم را از من گرفت در حالی که گویی ایستاده بودم ، چه بسیار غصه ها که فقط باعث سپیدی موهایم شد در حالی که قصه ای کودکانه بیش نبود ، دریافتم کسی هست که اگر بخواهد "می شود" و اگر نخواهد "نمی شود" به همین سادگی ... کاش نه میدویدم و نه غصه می خوردم فقط او را می خواندم و بس ..