مهشاد
سرهنگ: اسمت چیه؟ سرباز: ممد / سرهنگ: این چیه دستت؟ سرباز: تفنگ / سرهنگ: تفنگ؟ این مملکتته, آبروته, زندگیته, شرافتته, خواهرته, مادرته, و .... / سرهنگ رو به سرباز دوم : اسمت چیه؟ سرباز: غضنفر / سرهنگ: این چیه دستت؟ ترکه: این خواهر و مادر ممده !!!
مهشاد
آخر پاییز شد ، همه دم می زنند از شمردن جوجه ها !! اما تو امشب ، بشمار ، تعداد دل هایی را که به دست آوردی ... بشمار ،تعداد لبخند هایی که بر لب دوستانت نشاندی ... بشمار ، تعداد اشک هایی که از سر شوق و غم ریختی ... فصل زردی بود ، تو چقدر سبز بودی ؟! جوجه ها را بعدا با هم میشماریم ...
مهشاد
كاش ميشد بعضي ادمارو هم شبا ساعت 9 گذاشت دم در
مهشاد
سیب از درخت افتاد ... ستاره از آسمان ... تو از دماغ فیل ... و من از پل صراط گاهی فرقی نمیكند از كجا... سرنوشت مشتركی ست سقوط
مهشاد
سلامتی مادرهای قدیم که وقتی لنگه دمپایی رو پرت میکردن طرفمون صاف میامد میخورد تو سرمون!!!
مهشاد
فکر کن لبه ی پرتگاه دارن 2 نفر پرت میشن ! یکیشون اونیه که تو دوستش داری ولی اون دوستت نداره . اون یکیم تو رو دوست داره تو دوستش نداری. فقطم یکی رو میتونی نجات بدی کدوم رو نجات میدی ؟
مهشاد
از جرم عشق گر پيش کسي راهم نيست
يارب تو آگاهي که محبت گناه نيست . . .
مهشاد
دلم از عشق سهم کمي داشت / برايم با تو بودن عالمي داشت . . .
مهشاد
کسی به جزتو یارمن نیست گذشتن از توکار من نیست به جزخیال تو هنوزم ببین کسی کنار من نیست
مهشاد
من در این کلبه خوشم تو در ان اوج که هستی خوش باش ! من به عشق تو خوشم تو به عشق هرکه هستی خوش باش!
مهشاد
دلهای پاک خطا نمیکنند فقط سادگی میکنندو امروز سادگی پاکترین خطای دنیاست

14 سال و 8 ماه و 17 روز و 11 ساعت و 44 دقيقه قبل