مهشاد
پشت آن پنجره ی رو به افق ، پشت دروازه ی تردید و خیال ، لا به لای تن عریانی بید ، من در اندیشه ی آنم که تو را ، وقت دلتنگی خود دارم و بس
مهشاد
به خیال کدامین آرزو ، صفای با تو بودن را از ما گرفتی ای بی وفا ؟
مهشاد
از شکستن ۲ چیز بترس ، قلبی که صادقانه دوستت دارد و دلی که صادقانه به یادته.
مهشاد
حضورت در کنار من معجزه نبود نبودنت هم فاجعه نیست فردا روزِ دیگری برای من خواهد بود بیشتر از این برایت اشک نخواهم ریخت . . .
مهشاد
نمی بخشمت ولی فراموشت می کنم همیشه به همین سادگی از آدمای بی ارزش می گذرم . . .
مهشاد
دیگر هیچ چیز مشترکی بین ما نیست تنها آسمانمان یکیست . . .
مهشاد
این که هر بار سرت با یکی گرم باشد دلیل بر ارزش ات نیست آنقدر بی ارزشی که خیلیها اندازه تو هستند . . .
مهشاد
مشکل از تو نبود از من بود با کسی حرف میزدم که سمعک هایش را پیش دیگری جا گذاشته بود . . .
مهشاد
همیشه سکوتم به معنای پیروزی نیست ، گاهی سکوت میکنم تا بفهمی چه بی صدا باختی !. . .
مهشاد
از حساب و کتاب بازار عشق هیچگاه سر در نیاوردم و هنوز نمی دانم چگونه می شود هربار که تو بی دلیل ترکم می کنی من بدهکارت می شوم . . .
مهشاد
مرا بازیچه خود ساخت چون موسی که دریا را فراموشش نخواهم کرد چون دریا که موسی را خیانت غیرت عشق است وقتی وصل ممکن نیست چرا آشفته می خواهی خدایا خاطر ما را
مهشاد
رفتم ، مرا ببخش و مگو او وفا نداشت راهی بجز گریز برایم نمانده بود این عشق آتشین پر از درد بی امید در وادی گناه و جنونم کشانده بود
مهشاد
نیاز عاشقان معشوق را بر ناز می دارد تو سر تا پا وفا بودی ، تو را من بی وفا کردم
مهشاد
یک روز فکر میکردم اگر او را با غریبه ای ببینم شهر را به آتش میکشم اما امروز برای دیدنش حاضر نیستم حتی کبریتی روشن کنم!
مهشاد
از قدیما گفتن کوه هرگز به کوه نمیرسه بی وفایی کن ولی بدون آدم به آدم میرسه.