مهشاد
حیف این چشمهام که برای چون توی بی وفا و بی ارزشی اشک ریخت! و چه ساده دلم که هنوزم دوست داره!
مهشاد
سکوت دردناکترین پاسخ من به بی وفایی های توست!
مهشاد
گر تو را از ابلهی کردم رها ، برمن ببخش گر سر پیمان نه بر مهر و وفا ، بر من ببخش راه ورسم عاشقی را نا بلد چون کودکان اشتباه و ناروا کردم خطا ، بر من ببخش
مهشاد
بی و فایی کردی و گفتی نفرین میکنی ؟ گفتم نه …فقط از خدا می خواهم که هیچ کس اندازه من دوستت نداشته باشه…. هنوزم از خدا می خواهم که هیچ کس اندازه من دوستت نداشته باشه…..
مهشاد
آئین عشق بازی دنیا عوض شده است یوسف عوض شده است ، زلیخا عوض شده است آن بی وفا کبوتر جلدی که پر کشید اکنون به خانه آمده اما عوض شده است
مهشاد
مطمئن باش ، برو … ضربه ات کاری بود ، بی وفایی کردی..دل من سخت شکست … و چه زشت به من و سادگیم خندیدی به من و عشقی پاک ، که پر از یاد تو بود … و به این قلب یتیم که خیالم می گفت تا ابد مال تو بود … تو برو تا راحت تر تکه های دل خود را آرام سر هم بند زنم.
مهشاد
بی وفا!! ایـن روزهـا نـه مـجـالـی بـرای دلـتـنـگـی دارم و نـه حـوصـلـه ات را.. ولـی بـا ایـن هـمـه، گـاه گـاهـی دلـم هـوای تـو را مـیکـنـد!
مهشاد
من گمان می کردم رفتنت ممکن نیست
رفتنت ممکن شد…
باورش ممکن نیست!
مهشاد
تو را چه به فرهاد؟ یک فرهاد بود و یک بیستون عاشقی! تو همین یک وجب دیوار را بردار من باورت میکنم
مهشاد
این اس ام اس رو میزنم به سلامتی همه بی معرفتا که سخت مشغول شطرنج زندگی اند و نمیدونن ما مات رفاقتشون هستیم
مهشاد
ما عاشق فهم و ادب و معرفتیم ما خاک قدوم هر چه زیبا صفتیم از زشتى کردار دگر خسته شدیم محتاج دو پیمانه مى معرفتیم
مهشاد
سلامتی رفیق بی معرفتی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره
مهشاد
تمام عمر اگر در بیابان سرگردان شوی …. به که یک شب محتاج نا مردان شوی
مهشاد
حقیقت گم نشده. تکه تکه شده به اسم معرفت، افتاده دست یه مشت آدم بی معرفت
مهشاد
طلوع بی شمار معرفت باش به شهری که رسومش بی وفائیست سرم سرگرم تصویر تو گشته به آن حدی که اسمش بی نوائیست