مهشاد
میان دست من و تو هزار فرسنگ است غریب مانده دلم بی وفا دلم تنگ است سراغ چشم ترم را چرا نمی گیری مگر جنس دل نازک تو از سنگ است
مهشاد
خوب رویان جهان رحم ندارد دلشان باید از جان گذرد هر که شود عاشقشان روز اول که سرشتند به گل پیکرشان سنگی اندر گلشان بود همان شد دلشان
مهشاد
سلام ای بی وفا ای بی مروت سلام ای ساز گیتار محبت سلام کردم نگی تو بی وفایی وگرنه ما که عاشقیم بی مروت !
مهشاد
به خیال کدامین آرزو ، صفای با تو بودن را از ما گرفتی ای بی معرفت
مهشاد
یک جام پر از شراب دستت باشد ، تا حال من خراب دستت باشد این چندمین پیامک است ندادی ، پاسخ ای دوست فقط حساب دستت باشد
مهشاد
برای سلامتی آنهایی که تا یادی ازشان نکنی یادی ازت نمیکنن ،
مهشاد
هنوز رو خاکیم یادمان نمیکنند! وای به روزی که خاکمان کنند!!!!
مهشاد
از زشــتی کردار تو هم خسته شدم بی معرفتی دیده و بشکسته شدم پژواکم و در ســـینه صد کوه اســـی بی مهری و غم دیدم و لب بسته شدم
مهشاد
بی معرفت تو اون کسی بودی که اومدی زیر چترم,نه برای همراهی با من,بلکه فقط برای اینکه خیس نشی….بارون که بند اومد,رفتی که رفتی …..
مهشاد
چه شده؟ ای دل دیوانه هوایش کردی؟ با دو چشمان پر از اشک صدایش کردی؟ گفته بودم که دلش معدن بی معرفتی ست تو نشستی و دلت خوش به وفایش کردی؟
مهشاد
غلام همت آن نازنینم که کار خیر بی روی ریا کرد من از بیگانگان هرگز ننالم که با من هر چه کرد آن آشنا کرد
مهشاد
دوستی این نیست بی معرفتی سنگدلی نامردی دوستی این نیست این نیست که دیرآمدی وزودروی