mahur
دترین ضربهای که دخترا میخورن خیانته اما بدترین ضربهای که یه پسر میخوره زمانی که میفهمه سیستمش بازی مورد علاقشو ساپورت نمیکنه .... )
mahur
با اومدن ماه رمضون باز این سوال پیش اومد:خدایا...فرو دادن این همه بغض روزه رو باطل نمیکنه؟؟؟؟؟
mahur
عضی ها را هرچقدر هـم که بخواهی ؛ "تمام" نمی شوند .... همش به آغوششان بدهکار میمانی ! حضورشان"گـرم" است ؛ سکوتشان خالی میکند دل ِآدم را ... آرامش ِ صدایشان را کم می آوری ! هر دم هر لحظه "کم" می آوریشان ... آخ که چقدر کم دارمت ....
mahur
+پلیس: شما با این خانوم چه نسبتی دارین؟ - من: دوست دخترم هستن جناب سروان. + پلیس: موفق باشین! ببخشید مزاحم شدم، خدافظ - من: خدافظ. خو لامصب معلومه فتوشاپه
mahur
پرسیدم :زنده و مرده را چگونه از هم باز شناسم،در حالی که هر دوی آنان در برابر تندباد به خود می لرزند؟ پاسخ داد:مرده در برابر تندباد می لرزد،اما زنده با آن رهسپار می شود و تا باز نایستاده،نمی ایستد. آنگاه،به بازوان زنده تکیه زن.بازوان استوارش چون تنۀ درخت بلوط سرشار از اراده و نیروی زندگی است.
mahur
رنگ زندگی
.
.
.
شاید رنگ مورد علاقه تو نباشم
اما می دانم روزی
برای کامل کردن نقاشی زندگیت
به من نیاز پیدا خواهی کرد...
mahur
ایـــن روزهـــا هــــوا خیلـــی غبـــار آلــــود اســـت؛ گـــرگ را از ســـگ نمــی تـــوان تشخیـــص داد ! هنگـــامـــي گـــرگ را می شنـــاسیـــم؛ كـــه دریـــده شـــده ایــــم...!
mahur
شاید درد من، دلیل خنده کسی شود؛
اما خنده ی من، هرگز نباید باعث درد کسی شود.
«چارلی چاپلین»
mahur
مهم نیــس دیگران پشـــت سرم چی میگن مهم اینه جرات ندارن تو روم اون حرفا رو بزنن ...!
mahur
پست ترین آدما کسایی هستن که ، به دست گذاشتن رو نقطه ضعف دیگران بگن شوخی ..!
mahur
مـــــــــــــرد است دیگر... گاهی تند میشود و گاهی عاشقانه میگوید.. مـــــــــــــرد است دیگر.. غرورش آسمان و دلش دریاست... تو چه میدانی ازبغض گلو گیر کرده یک مـــــــــــــرد...؟ تو چه میدانی که چشمانت دنیای او شده...؟ تو چه میدانی از هق هق شبانه او که فقط خودش خبر دارد و بالشش...؟ مـــــــــــــرد را فقط مـــــــــــــرد میفهمد و مـــــــــــــرد..
mahur
درد یعنی........
سرت به همون سنگی بخوره که به سینه میزدی
mahur
دلم کسی را می خواهد که هر شب به من بگوید دوستت دارم ....
و هر روز آن را ثابت کند...!!
mahur
از مــــــرگ نـتـرسـیم . . . . . !
از این بتـرسیم کـه وقتـی زنده ایم چـــیزی درون ما بمـیـرد,چیزهایی مانند عشق ، احساس و افکار خوب
mahur
می گذرم از خاله زنکیٍ حرفها... از پیــــچ تند کوچه ی شماتتــــــ، از بلندی دیوار حاشـــــــا شکایت نمی کنم، و به تلخـــــــــی ای کاش ها کاری ندارم، کارهای مهمتری هم هست، مثل کندن یک دل سنگین از خاکی سرد و غریب، و گره زدنش به روشنی فرداها...