مهيار
به دلتنگیهایم دست نزن . . اين بيش از سهم توست...
مهيار
خداوندا رفیقم را تو یاری کن... پناهش باش و درحقش تو کاری کن... الهی هرچه میخواهد نصیبش کن... خدایا بر لبش لبخند جاری کن...
مهيار
سالها ست كه خواب هايم ملموس تر از بيداري ست و حوادث جهان بسان رؤيايي شيرين از پيش چشمم مي گذرند. چرا كه هميشه خود را به باد سپرده ام.! . . . . تجربه ي شيرين پرواز.
مهيار
مهم نیست که چه اندازه می بخشیم. بلکه مهم این است که در بخشایش ما چه مقدار عشق وجود دارد.
مهيار
نيمه شب است و باز دلم جوری غریب ميتپد ... نيمه شب است و باز انگار پلكهاي خسته از چشم انتظاری من، راهي به خواب ندارد. اما گویا این چشمههاي دلتنگیست كه ميجوشد